تا نبارد باران

تا نبارد باران
این دل بی سامان
قصه ی غُصه ی دردش نیاید به زبان
پس ببار ای باران
به قدر لحظه ای هم نگیری آرام
تا که این درد فرو رفته گشاید راهی
حاصلش هم
شعرکی خیس و دلی عاشق و بغضب بی قرار
وه در این مهمانی
در جمع من و یک عمر پریشانی
جای تو خالیست
هم نوا با دل من
آسمان بارانی است
وای بر ما اگر صاف گردد آسمان
و نبارد باران

شهزاد
دیدگاه ها (۱)

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۴

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:11باران با شدت به آسفالت برخورد می‌کرد و آسمان ا...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

تا نبارد باراناین دل بی سامانقصه ی غصه ی دردش نیاید به زبانپ...

تا نبارد باراناین دل بی سامانقصه غصه دردش نیاید به زبانپس بب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط