عمری است در هوای خودت گریه می‌کنی

عمری است در هوای خودت گریه می‌کنی
عمری است با نوای خودت گریه می‌کنی

گاهی کنار تربت مخفی مادرت
بر خاک آشنای خودت گریه می‌کنی

یک شب کنار پنجره فولاد می‌روی
با حاجت و دعای خودت گریه می‌کنی

شب‌های جمعه زائر شش گوشه می‌شوی
با یاد کربلای خودت گریه می‌کنی

با خواندن زیارت ناحیه تا سحر
با سوز و روضه‌های خودت گریه می‌کنی

لایق نبوده‌ایم انیس غمت شویم
با درد و غصه‌های خودت گریه می‌کنی

ما که اهمیت به غیابت نمی‌دهیم
از غربتت برای خودت گریه می‌کنی

هر هفته نامه‌های مرا می‌زنی ورق
بر حال این گدای خودت گریه می‌کنی

کس تاب آن نداشته هم گریه‌ات شود
تنها تو پا به پای خودت گریه می‌کنی:(

#یابن_الحسن
دیدگاه ها (۱)

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۹_مگه می‌شه کسی بچه...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۹ | کنار توصبح هنوز کامل روشن نشده بود.رینا...

پارت ۱۷ — شبی که راه بسته شدچند روز از بسته شدن مسیرهای جنوب...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط