اگه حمایتا بالا باشه ساعت هشت۲پارت دیگه میزارم

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part52

ی۵مین منتظرش وایستادم تا بلخره اومد

سوار شدم

من:سلام

سعید:سلام چطوری

من:خوبم توکه خودت خاستی بیای دنبالم چرا الکی لوکیشن فرستادی

سعید:نمیدونم شاید خواستم بم اعتماد کنی

من:اوفف سعید من بهت اعتماد دارم

سعید:جدیی؟

من:اره خوب چرا باید اعتماد نداشته باشم

سعید:اوکی پس لوکیشن تغییر کرد

من:چیی؟

سعید:پیش به سوی خونممم

من:چی داری میگی نههه
آروم برووو

سعید:اعع هیسس چقد غر میزنی

رسیدیم ریموتو زد و ماشینو پارک کرد
پیاده شدم

دستمو گرفت و از پله ها رفتیم بالا
وسط خونه وایستادمو دست به بغل برگشتم سمت سعید

من:خوب چرا منو آوردی اینجا

سعید شیطون درحالی که نزدیکم میشد ابروشو داد بالا و با لبخند گفت:به نظر خودت چرا

بعد ی چشمکی زد و رفت سمت اتاق همونجا رو مبل نشستم و دادزدم:خوب گفتی یکاری داری باهام و میخوای بهم یچیزی بگی

سعید درحالی که داشت تیشرتشو میپوشید از اتاق اومد بیرون

سعید:اهان اره خوب شد یادم انداختیا ... ..
دیدگاه ها (۱۴)

وقتی مریض بودی ولی …

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆چند دقیقه‌ای بود که توی اتاق ن...

part 57& داداش نمیخواین بگین کجا میریم؟تهیونگ« بیا کوچولو»ته...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

کپشننننننن😫🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و دو یه قدم به عقب رفتم که اخ...

چند پارتی

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "43""ویو پارک آنجلینا"آخیش...

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

[{وقتی به بچت حسودی میکنه}]

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 🍰🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «آقای مشکی!» 𓂃 ࣪˖ ִֶ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط