وقتی مریض بودی ولی …

#هان
وقتی مریض بودی ولی
از حموم اومدی و روی مبل نشستی بدنت هنوز خیس بود
هان اومد نشست کنارت و دستش رو روی رون پات گذاشت
_ بیب ؟
+ حرفشم نزن
_ لطفا
از روی مبل پاشدی و سمت آشپزخونه رفتی
+ نه
_ تو رسما داری منو رد میکنی
+ اره
_ یاااااا اصلا قهرم
+خب نمیخوامممم
_ با من حرف نزن
+ ای بابا هان حالا مگه چیشده
_ قهرم
+یااااا مگه بچه ای
_ من قهرم
سرفه ای کردی
هان درحالی که روشو اونوری کرده و اخم کیوتی کرده بود
_ سرما میخوری
+ الان قهری مثلا ؟
_ معلومه
+ ولی فکر کنم سرما خوردم
سریع سمتت برگشت
_ چی ؟؟؟ گلو درد داری ؟ سر درد چی ؟ حالت خوبه ؟
خنده ی ریزی کردی
+ اره اره خوبم
_ پاشو بریم دکتر
+ نه فقط یه سرما خوردگیه
_ الان دارو میارم برات
+ نمیخوای به قهرت ادامه بدی آقای هان جیسونگ
_ فعلا منصرف شدم خانم هان ات
دارو هارو برات آورد و کنارت نشست و بوسه ای روی لپت گذاشت
+ این واقعا همون آدمیه که میگفت با من حرف نزن
هان خنده ی آرومی کرد
_ احتملا …. حالا بیا دارو هاتو بخور تا زود تر خوب شی …
دیدگاه ها (۲)

#سناریو #درخواستی #اد__jennie ☘️🌱وقتی باهاشون قهریم و شب میر...

وقتی مریض بودی ولی …

سناریو سانزو

ساعت ۷:۱۵ شب/حرف هایی که باید گفته میشدنهوسوک وارد اتاق شدتو...

وقتی مریض بودی ولی …

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۳ویو راوی تهیونگ...

چند پارتی یونگی

تکپارتیموضوع:(وقتی دارین سریال میبینین باهم و تو یکدفعه میگی...

وقتی مریض بودی ولی ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط