با خارها راهش را میبندم: شباهت دروزیه و بهائیت
از شما سوالی میپرسم:
📜آیا شهادت میدهید؟
به چی؟
عرض میکنم:
🔻امروز در معرفی فرقه ضاله دیگری که شبیه به بهائیته، میخوام برم سراغ داستان لباس جدید پادشاه.
🧵اگه اون قصه رو شنیده باشید، دربارهی پادشاهی بود که دو خیاط براش لباسی خیالی میدوزند و از او پول زیادی میگیرند و شایعه میکنند هرکس این لباس رو نبینه احمقه!
بنابراین پادشاه نه تنها خودش این دروغ رو باور میکنه، بلکه اطرافیانش هم از لباس خیالی تعریف میکنند و در نهایت پادشاه همینطور با زیرپوش و برهنه میاد بیرون و بقیه مردم هم از ترسشون فقط سکوت میکنند. عزیزان! این دقیقاً داستان فرقهی دروزیهاست!
☜دروزی یا درزی(یعنی خیاط) شهرت محمد بن اسماعیل (انوشتکین) بوده. اما این آقای درزی واقعاً خیاط نبوده بلکه او هم لباسی دروغین و خیالی برای پادشاه مصر دوخته بود. لباسی خیالی که اینطور توصیفش میکرد:«روح انسان مانند پیراهنی است که هر از چند گاهی، بدنی آن را بر تن می کند و می پوشد و با مرگ هر انسان، این پیراهن به تن انسانی دیگر در می آید.
🔻اما حلول در آدم ابو البشر اتفاق افتاد و به صورت او تجسّد يافت و از وى به ديگر انبيا انتقال یافت و حالا هم باید به منصور گفت خدا!»
او این خیالات را بیشتر گسترش داد و كتابى نوشت که پرستش منصور بن نزار(خلیفه مصر) را بعنوان مذهب توحیدی(!) معرفی میکرد. او( به روش متداول در تمام فرقههای ضاله و حلولی) شراب خوارى و ازدواج با محارم را حلال اعلام کرد و با تناسخ ارواح مرتکب شکستن عهد حی قیوم شد. وقتی درزی کتاب ضالهاش را در مسجد قاهره خواند با اعتراض شدید مردم مسلمان مواجه شد،(اعتراضی ناقص که با رجم او همراه نبود) لذا مسلمانان ضعیف شدند و خلیفه ملعون مصر هم بعنوان خدای ساختگی دروزیه، بلافاصله قتل عام مسلمانان را شروع کرد.
◉ را درنظر داشته باشید که بنيامين تطيلى، نویسنده آندلسی معاصر با درزی، مى نويسد:«دروز از سلالۀ همان ايتورائيانى هستند كه در عهد جانشينان اسكندر به كشتار و غارت اشتهار داشته و از مجازات در عكّا گریختند.»
✦اما حالا دیگر با ظهور دروزیه، نه تنها اعتراض، بلکه انجام اعمال دینی هم دشوار شده بود. خلیفهی ″خودخداپندار″ دستور داد تا مردم در مسجد عتیق نماز به جماعت نخوانند. او در یک شب کسانی را که نماز عشا را به جماعت اقامه کردند به شهادت رساند.
🔻بله این خلیفه یا همان پادشاه برهنه، به وسوسهی خیاطش(درزی) سعی کرد اختلاف بین مسلمین را زیاد کند تا پیروان دروزیه بیشتر شوند. او روی دیوارهای مسجد و بازار، شعارهای توهین آمیز نوشت و صحابه را لعنت کرد.
🔸 در ادامهی این ماجرا، المعز بن بادیس در آفریقا دستورالعمل دیگری از دروزیه را اجرا کرد؛ او به باب المقلی(=دروازهی اندکی) قیروان مغرب رفت و بسیاری از شیعیان بیگناه را به شهادت رساند و اموالشان را غارت کرد.
🔹کشتار شیعیان در آن سالها به قدری زیاد شد که مردم ناچار شدند در مساجد مهدیه مغرب تحصن کنند بلکه خونشان ریخته نشود اما المعز خونخوار آنها را در گرسنگی نگه میداشت تا بیطاقت شوند و از مسجد بیرون بیایند سپس همه را بلااستثنا به شهادت میرساند.
◉ تاریخ انطاکی رو خوندم و تکههای پازل رو کنار هم گذاشتم، دیدم نوشته: «بعد از اینکه خلیفه ادعای خدایی کرد، علاوه بر مغرب در مصر هم دو گروه در مقابل هم صف آرایی کردند؛ عده ای دروزی شدند و گروهی مسلمان ماندند. پس از این صف آرایی، سربازان زنگیِ (آفریقایی) سپاه خلیفه شهر قاهره را آتش زدند و غارت نمودند.»
• حتی اون گروهی که شیعیان رو به جرم شیعه و سنی ها رو به جرم سنی بودن به شهادت میرساندند هم یک گروه واحد بودند. بله. همهی این آتشها از گور درزی یا خیاط خلیفه بلند میشد. این خیاط کلاش به دستور منصور بن نزار(خلیفه) مسجدی با فرشها و پردههای نفیس و پرزرق و برق در خدمت فرقه ضاله ساخت و در آن مسجد، «على بن احمد حبّال» جملات کفرآمیز دروزیه را وارد اذان کرد و امثال الاخرم فرغانی و حمزه زوزنی هم (که از نزدیکان خلیفه بودند) با او همدست شدند و گفتند که اسلام منسوخ شده و تمام احکام الهی ساقط و بی اعتبار گشته است!
دشمنی این افراد با اسلام تا آنجا پیش رفت که یهودیان بسیاری به دروزیه گرویدند در لباس مسلمانان درآمدند و پرستش خلیفه الحاکم یا همان پادشاه برهنهی قصهها را پشتیبانی کردند. مردم از ترسشان سکوت میکردند خود را در بیان حقیقت تنها میدیدند.
به نقاط مشابه دقت کنید!
☜ تغییر اذان،
☜ ادعای خدایی و حلول،
☜ استقبال یهود،
☜ اعلام منسوخ شدن اسلام،
☜ ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی،
☜ شرابخواری،
☜ازدواج با محارم،
☜ شکستن عهد حی قیوم توسط گریختگان از مجازات در عکا
(عکا همان شهری است که یوشع بن نون عخان را در آن سنگسار کرده بود)
(بقیه در کامنت)
📜آیا شهادت میدهید؟
به چی؟
عرض میکنم:
🔻امروز در معرفی فرقه ضاله دیگری که شبیه به بهائیته، میخوام برم سراغ داستان لباس جدید پادشاه.
🧵اگه اون قصه رو شنیده باشید، دربارهی پادشاهی بود که دو خیاط براش لباسی خیالی میدوزند و از او پول زیادی میگیرند و شایعه میکنند هرکس این لباس رو نبینه احمقه!
بنابراین پادشاه نه تنها خودش این دروغ رو باور میکنه، بلکه اطرافیانش هم از لباس خیالی تعریف میکنند و در نهایت پادشاه همینطور با زیرپوش و برهنه میاد بیرون و بقیه مردم هم از ترسشون فقط سکوت میکنند. عزیزان! این دقیقاً داستان فرقهی دروزیهاست!
☜دروزی یا درزی(یعنی خیاط) شهرت محمد بن اسماعیل (انوشتکین) بوده. اما این آقای درزی واقعاً خیاط نبوده بلکه او هم لباسی دروغین و خیالی برای پادشاه مصر دوخته بود. لباسی خیالی که اینطور توصیفش میکرد:«روح انسان مانند پیراهنی است که هر از چند گاهی، بدنی آن را بر تن می کند و می پوشد و با مرگ هر انسان، این پیراهن به تن انسانی دیگر در می آید.
🔻اما حلول در آدم ابو البشر اتفاق افتاد و به صورت او تجسّد يافت و از وى به ديگر انبيا انتقال یافت و حالا هم باید به منصور گفت خدا!»
او این خیالات را بیشتر گسترش داد و كتابى نوشت که پرستش منصور بن نزار(خلیفه مصر) را بعنوان مذهب توحیدی(!) معرفی میکرد. او( به روش متداول در تمام فرقههای ضاله و حلولی) شراب خوارى و ازدواج با محارم را حلال اعلام کرد و با تناسخ ارواح مرتکب شکستن عهد حی قیوم شد. وقتی درزی کتاب ضالهاش را در مسجد قاهره خواند با اعتراض شدید مردم مسلمان مواجه شد،(اعتراضی ناقص که با رجم او همراه نبود) لذا مسلمانان ضعیف شدند و خلیفه ملعون مصر هم بعنوان خدای ساختگی دروزیه، بلافاصله قتل عام مسلمانان را شروع کرد.
◉ را درنظر داشته باشید که بنيامين تطيلى، نویسنده آندلسی معاصر با درزی، مى نويسد:«دروز از سلالۀ همان ايتورائيانى هستند كه در عهد جانشينان اسكندر به كشتار و غارت اشتهار داشته و از مجازات در عكّا گریختند.»
✦اما حالا دیگر با ظهور دروزیه، نه تنها اعتراض، بلکه انجام اعمال دینی هم دشوار شده بود. خلیفهی ″خودخداپندار″ دستور داد تا مردم در مسجد عتیق نماز به جماعت نخوانند. او در یک شب کسانی را که نماز عشا را به جماعت اقامه کردند به شهادت رساند.
🔻بله این خلیفه یا همان پادشاه برهنه، به وسوسهی خیاطش(درزی) سعی کرد اختلاف بین مسلمین را زیاد کند تا پیروان دروزیه بیشتر شوند. او روی دیوارهای مسجد و بازار، شعارهای توهین آمیز نوشت و صحابه را لعنت کرد.
🔸 در ادامهی این ماجرا، المعز بن بادیس در آفریقا دستورالعمل دیگری از دروزیه را اجرا کرد؛ او به باب المقلی(=دروازهی اندکی) قیروان مغرب رفت و بسیاری از شیعیان بیگناه را به شهادت رساند و اموالشان را غارت کرد.
🔹کشتار شیعیان در آن سالها به قدری زیاد شد که مردم ناچار شدند در مساجد مهدیه مغرب تحصن کنند بلکه خونشان ریخته نشود اما المعز خونخوار آنها را در گرسنگی نگه میداشت تا بیطاقت شوند و از مسجد بیرون بیایند سپس همه را بلااستثنا به شهادت میرساند.
◉ تاریخ انطاکی رو خوندم و تکههای پازل رو کنار هم گذاشتم، دیدم نوشته: «بعد از اینکه خلیفه ادعای خدایی کرد، علاوه بر مغرب در مصر هم دو گروه در مقابل هم صف آرایی کردند؛ عده ای دروزی شدند و گروهی مسلمان ماندند. پس از این صف آرایی، سربازان زنگیِ (آفریقایی) سپاه خلیفه شهر قاهره را آتش زدند و غارت نمودند.»
• حتی اون گروهی که شیعیان رو به جرم شیعه و سنی ها رو به جرم سنی بودن به شهادت میرساندند هم یک گروه واحد بودند. بله. همهی این آتشها از گور درزی یا خیاط خلیفه بلند میشد. این خیاط کلاش به دستور منصور بن نزار(خلیفه) مسجدی با فرشها و پردههای نفیس و پرزرق و برق در خدمت فرقه ضاله ساخت و در آن مسجد، «على بن احمد حبّال» جملات کفرآمیز دروزیه را وارد اذان کرد و امثال الاخرم فرغانی و حمزه زوزنی هم (که از نزدیکان خلیفه بودند) با او همدست شدند و گفتند که اسلام منسوخ شده و تمام احکام الهی ساقط و بی اعتبار گشته است!
دشمنی این افراد با اسلام تا آنجا پیش رفت که یهودیان بسیاری به دروزیه گرویدند در لباس مسلمانان درآمدند و پرستش خلیفه الحاکم یا همان پادشاه برهنهی قصهها را پشتیبانی کردند. مردم از ترسشان سکوت میکردند خود را در بیان حقیقت تنها میدیدند.
به نقاط مشابه دقت کنید!
☜ تغییر اذان،
☜ ادعای خدایی و حلول،
☜ استقبال یهود،
☜ اعلام منسوخ شدن اسلام،
☜ ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی،
☜ شرابخواری،
☜ازدواج با محارم،
☜ شکستن عهد حی قیوم توسط گریختگان از مجازات در عکا
(عکا همان شهری است که یوشع بن نون عخان را در آن سنگسار کرده بود)
(بقیه در کامنت)
- ۴.۳k
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط