{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوکی:دیگه از دستت خسته شدم جیمین😠

کوکی:دیگه از دستت خسته شدم جیمین😠
جیمین:اگه از دستم خسته شدی میخواستی اون روز بهم بله نگی😡
کوکی:من که به تو بله نگفتم!ته ته از پشت گفت جیمین خیلی دیوثه،منم گفتم بله😌
جیمین:😳
کوکی
وی:😬
دست اندر کاران:😐

#صرفا‌جهت‌خنـده‌عــارمیــون 👐
دیدگاه ها (۸)

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۶ | حساسیت ته ✦╰─...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۱۹*روما آغوشت آرامش جهانست 🔱 ارسلان اومد طرفمون ،بدون ...

Cieloپارت ۴نمیدونم چجوری رسیدم رفتم زنگ و زدم در و باز کردن ...

تصور کنید خون شیرین پارت دوم

پارت ۶۱ : همه جا پرنده سیاه رد میشد .از خواب پریدم . موهام ت...

پارت 18 : خلاصه سر این قضیه کچلم کردن اینا . بعد این که تمری...

پارت 18 : خلاصه سر این قضیه کچلم کردن اینا . بعد این که تمری...

پارت ۹۰ : روز دوم صبح با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم . جانگ کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط