{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Cielo

Cielo
پارت ۴

نمیدونم چجوری رسیدم رفتم زنگ و زدم در و باز کردن رفتم تو

_اون کجاست اجوما

اجوما" داخل اتاقشون هستن
همیشه از اون اتاق بدم می اومد چرا چون یاد آور خیلی چیزا برام بودم مثل... همونجوری داشتم فکر میکردم دیدم دم در اتاق ام در زدم صدای بیا تو شنیدم

_ اوو چه عجب میخواستی نیایی تا من می اومدم بدن هرزه ات و جمع میکردم درست نمیگم؟

ته" اینطور نیست پدر من فقط با جیمین......

پدر ته" خفه شو هرزه نکنه یادت رفته توهم دوست داری مث مادرت بشی پوزخندی زد

یادم میومد چه بلایی سر مادرم آورد کابوس هرشبم چطوری میشه یادم بره نمیدونم چی شد فقط زدم سیم آخر

ته" اگه توی حرومزاده فقط به فکر پول نبودی الان مادرم زنده اگه تووو به باد کتکش نمیگیرفتی الان اگه.....

محکم زد توی گوشم

پدر ته" خفه شوووو امگا نکنه توهم دوست داری مثل مامانت بشی ها

یقه شو محکم گرفتم و کوبوندمش به دیوار و محکم گلوشو فشار دادم

ته" بسه حرف نزن تو هیچوقت پدر خوبی نبودی

یه چیزی محکم خورد توی سرم و خونننننن
افتادم زمین و بلندم کرد و مشت محکمی بهم زد بعدم شروع کرد کتک زدنم با کمربندش

۱ ساعت تمام زدم آخرشم خسته شد و رفت اجوما اومد کمکم کرد بلند شدم

اجوما" پسرم مگه بهت نگفتم هیچ وقت با آلفا هیچ تماسی پیدا نکن خوب شد یه نگاهی به خودت بنداز

ته" اجوما ببرم توی اتاق مامان
بردم توی اتاق اونقدر خسته بودم که خوابیدم صبح اجوما بلندم کرد
اجوما به زور بهم صبحانه داد و فرستادم راهی دانشگاه شدم
نگاهی به گوشیم انداختم جیمین و جین کلی زنگ زده بودن بهم زنگ زدم جیمین

چیم" مرتیکه نمیگی نگرانت میشم چرا گوشیت و جواب نمیدی میدونی من و جین تا مرز مرگ رفتیم گفتیم حتما چیزیت شده

ته" جیمین خفه شو الان میام حرف میزنیم

جیمین فهمید خوب نیستم باشه ای گفت و قطعش کردم
رفتم سر کلاس دیدمشون
کوک و بقیه‌ رفیقاش سر کلاس بودن
نمیدونم چرا ولی یه کشش عجیبی به جونگ کوک دارم هوفف
رفتم پیش جیمین نشستم

جین" ته خوبی؟
همین که گفت احساس کردم کوک یه نگاهی بهم انداخت

ته" اه خوبممم

جیمین" ته بدو تعریف کن من میدونم یه اتفاقایی افتاده

تمام اتفاقای دیروز و براشون گفتم
جین بغلم کرد و دلداریم داد
جیمین" ته نگران نشو این روزا میگزن تو فقط سعی کن هیچ وقت با پدرت روبه رو نشی
سر تکوک دادم استاد اومد دیگه صحبت نکردیم
سرم بدجور درد میکرد
گرمی خون و حس میکردم
دستم بردم به سرم دیدم بله خون میاد بقیه هم نگران شدن

ته" استاد اجازه هست برم دستشویی
یه نگاهی بهم انداخت اجازه داد
همین که بلند شدم برم نفهمیدم چی شد فقط خوردم زمین صدای داد یه نفر و شنیدم لحظه ی اخرییی




ادامه دارد......

اون کی بود داد زد؟😁


یه خب داغ بهتون بگم من فصل اولش و تموم کردم
اگه خیلی ببینم دوستش دارین میرم فصل دومش و مینویسم
فصل دوم شاید از فصل اولش بهتر باشهه حیحی
دیدگاه ها (۰)

Cieloپارت ۳از زبان تهیونگزیر کتک هاشون داشتم له میشدم که جون...

بانو فالو شه@john_taehyung

مافیای خشن من پارت 11 نوشته: sarii

جریان اصلی اینه که بخاری خونشون باعث شد بمیرن...دوست پسر اگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط