هیونلیکس

✨ پارت 12 — دفترچه ✨
(پارت احساسی، آروم، و یه اعتراف بی‌صدا)


---

زنگ آخر که خورد، کلاس مثل همیشه شلوغ شد. همه می‌خواستن زودتر برن. فلیکس کنار پنجره وایساده بود و با یکی از بچه‌ها حرف می‌زد. هیونجین اما مثل همیشه آخرین نفر کیفش رو بست. ولی اون روز یه چیزش رو جا گذاشت… دفترچه‌ی طراحی‌ش.

همون دفترچه‌ای که همیشه همراهش بود، جلد مشکی با برچسب “SKZ” که یه بار فلیکس دیده بود. کسی متوجه نشد هیونجین جا گذاشته، جز یه نفر…

فلیکس که داشت می‌رفت بیرون، چشمش به چیزی افتاد که زیر میز جا مونده بود. خم شد…
دفترچه.

مردد بود. نباید بازش می‌کرد. ولی…

صفحه‌ی اول: طرح یه منظره
صفحه‌ی دوم: یه گربه که شبیه گربه‌ی مدرسه بود
صفحه‌ی سوم: یه پسری با موهای بلوند و لبخند کج...

فلیکس خشکش زد.
صفحه‌ی بعدی، همون پسره با هدفون، نشسته کنار پنجره…
پایینش نوشته شده بود با خودکار مشکی:
«نمی‌دونه وقتی نگام می‌کنه، کل دنیام عوض می‌شه.»

فلیکس قلبش تند تپید. هیچ‌کس توی کلاس نبود. آروم دفتر رو بست، لبخند زد و همون‌طور که توی جیب کاپشنش می‌ذاشت، فقط یه جمله گفت:
«تو هم نمی‌دونی… ولی منم دیدمت.»


--
دیدگاه ها (۱)

بهار بدون تو

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۱ هر روز ساعت ۴ عصر می‌رفتم همون...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۱ یک هفته از ماجرای دانش‌آموز جدید گذ...

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

پارت پنجم (آخر): فردا، روی صفحه سفیدابردهای خاکستری بالاخره ...

«پشت نیمکت اخر»پارت ۴زنگ آخر خورد و همه از کلاس بیرون رفتن.ج...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_66فصل سی‌ام | د...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 9 | مگه شما دوتا با هم قرار می‌...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗 🫧🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو اینو یادت مونده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط