{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.مرگ شیشه ای.... . .

.مرگ شیشه ای.... . .

. .من باوری بشکسته ام ،با تکه های شیشه ای...
قلبت مرا پیوند دااااد ، با واژه های شیشه ای .
.روزی دلم پیوندخورد، با هر نگاه چشم تو.....
می زد به خوابِ پنجره ، با سنگ هااای شیشه ای... .
.هر روز در چشمانِ من ، از دور پیدااا میشدی...
عکس تو بر دیوار بود ، در قابهای شیشه ای.. .
.روزی که دلتنگ میشدی ، غرق تماشا میشدی....
من بارها میدیدمت ، با چشمهای شیشه ای... .
.روزی غبار آلود و تلخ ، وقتی که باران میگرفت....
باران تماشایی ترست ، در انزوای شیشه ای .
.در هر نگاه چشم تو ، حال و هوایم خوب بود....
من در حصار یک قفس!!! یا قصرهای شیشه ای... .
.بامن اتاق خواب تو ، هر شب پراز مهتاب بود .....
لالایی ناز خداااا ، در خوابهای شیشه ای...... .
.فصلِ شکوه ماه بود ، در ماه پنهان میشدی.....
عکست بروی میز بود ، در قابهای شیشه ای... .
.یک سنگ آمد بی صدااا ، این دلخوشی ها را شکست....
صد تکه بر جااا مانده از ، آن بغض های شیشه ای... .
.بر تکه هایم عشق تووو ، تا مرگ پیوند من است....
مرگم میان واژه هاست ، در عشق های شیشه ای..... .
.آن کودکااااان شوخ در، آن کوچه بازی میکنند
بنگر صدااای خنده را ، با سنگهای شیشه ای!!!!.... .
.من باوری بشکسته ام ، با تکه های شیشه ای
باتو هوایم خوب بود ، در واژه های شیشه ای .

برتکه هایم عشق تو ،تا مرگ پیوند من است....
درماه پنهان میشدی ، عکست بروی آب بود
در برکه های شیشه ای .....
نازک تر از خیال تو هوای تو بود ، من باورهایم را در قصر آرزوهایم بجا گذاشتم آنروز که امواج دریا سهمگین بود و قصر آرزوهایم شکست و دریا مرا با خود برد....
دیدگاه ها (۱۷)

قفس... چرا مردم قفس را آفریدند ؟چرا پروانه را از شاخه چیدند ...

امشب از آسمان دیده ی تو روی شعرم ستاره می بارد در سکوت سپید ...

رستاخیز صورتم گلگون از حادثه هاست... جام اشکی در چشم... دل د...

درد ِعشقی کشیده ام که فقط هر که باشد دچار می فهمدمرد ، معنای...

عاشقانه های شبنم

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

عاشقانه های شبنم

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۶: «اولی...

𓋜𝐼𝑑𝑒𝑎وقتی نخستین گریه‌ی نوزاد در شبِ طوفانیِ تولدش در تالارِ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط