❤ ️آهنگ:دو مسافر

❤ ️آهنگ:دو مسافر
♥ ️خواننده : داریوش


دو مسافر بر در

از غزل افتاده

فرصتی بی فریاد

چشم ام این ناب ترین

لحظه را می بوسد

زن به من می گوید

باش تا نان بپزد

من به زن می خندم

زن به من می خندد

بی نفس بی سایه

بی صدا می سوزد

زن به شب می ماند

شب به آوازی دور

غزلی از شبنم

رختی از پوست نور

زن مرا می بوید

این تویی آری تو

خواب و بیداری تو

این تویی باز از نو

زن به من می گوید

باش تا می به رسد

من به زن می گویم

وای اگر وقت گل نی برسد

زن به من می گوید

غیبت سردی بود

خاک بی عشق باغ خاک ولگردی بود

زن مرا می رقصد

زن مرا می پرسد

زن مرا می خواند

زن مرا می فهمد

دست زن زیبا نیست

دست زن نایاب است

دست زن می روید

شب شب مهتاب است

من به زن می گویم

خانه ات یادم هست

وقت خوب گریه

شانه ات یادم هست

زن مرا می بوید

این تویی آری تو

خواب و بیداری تو

این تو یی باز از نو

زن به من می گوید

باش تا می برسد

من به زن می گویم

وای اگر وقت گل نی برسد

کـــامــــرانـــ
دیدگاه ها (۲۹)

در پسِ این کوچه‌های مه‌گرفته، دور و تارمی‌درخشد خنده‌ای، مان...

شنیدن صدایتنجوای مهربان کلامتدیشب در تاریکی بغض و دلتنگیطلوع...

شلام عژیژم ✋ازاین عشقا دارین تو زندگیت 👌😀😀دلبری دارم، مرا جو...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

یه داستان جدید اوردم با وایب فانتزی!

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط