حالا که قرار است سال نو شود...

حالا که قرار است سال نو شود...
کم کم باید دل تکانی ای اساسی کنید...
دلتان را بتکانید از...
رفتنی ها،نبودنی ها،نماندنی ها،نصفه نیمه ها...
اما بجایش آدم های وفادار را نگه دارید...
یک دستی روی سرشان بکشید...
که مبادا گرد و غبار کدورت و غم روی آنها نشانده باشید...
دور ریختنی ها را بریزید دور تا...
یک فضایی خالی بماند...
کار خدا را چه دیدید...
شاید در سال جدید...
یکی از جنس نابش به پست تان خورد...
که باید بگذاریدش در فضای تر و تمیز و خالی دلتان...
از همین حالا برایش جا را باز کنید...
دل تکانی تان که تمام شد...
برای خودتان آرزوهای خوب کنید...
و خود را آماده کنید برای اتفاقات قشنگ...
دیدگاه ها (۴)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_38فصل شانزدهم |...

از دشمنان تا عاشقان

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

شاهکاری به نام دروغ

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

ادامه

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۴وقتی رفتم خونه، نگاهی ب...

Kim v

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط