{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

وقتی بیماری قلبی داری
نمیدونن و کتکت میزنن
♧درخواستی

نامجون:به خاطر توجه بیش از حد به جونگکوک توی پارتی ازت عصبی بود
وقتی بهش گفتی "حداقل توی کنسرت با دختر ها نمیرقصم"
آنقدر عصبی شد که کتک زد به صورتت ولی وقتی رفت بیرون و برگشت دید افتادی خیلی پشیمون شد...

جین:سر استوری گذاشتن تو لختی غیرتی شد و یک سیلی زد بهت و همون لحظه از شوک غش کردی و
توی بیمارستان فهمید بیماری قلبی داری

یونگی:یونگی به خاطر لو دادن یک موضوع مهم جلوی خانواده اش
سرت داد زد و تو هم سرش داد زدی ولی اون از کوره در رفت و یک لگد زدت
وقتی افتادی دستت شکست و توی بیمارستان مدام قلب درد میگرفتی و فهمید

هوسوک:برعکس مهربونیتش سر یک موضوع عصبی بود و
وقتی برگشت روی تو خالی کرد و حالت بد شد و درجا قرص خوردی و فهمید

جیمین: قبل اینکه دستش رو بلند کنه که سیلی بزنه قرص های روی میز رو میبینه
بغلت میکنه و میگه چرا زود تر نگفتی ؟

تهیونگ : وقتی فهمید بچه تون سقط شده با داد گفت میدونستی بچه دوست دارم
ولی اون نمی‌دونست از قصد نکردی
حالت بد شد و دکتر ها خبر قلبت رو بهش دادن

جونگکوک:کوکی به خاطر شوخی بدی که با تهیونگ کردی بهت توی جمع سیلی زد
و بعد توی بیمارستان فهمید مریضی قبلی داشتی
دیدگاه ها (۳)

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

scenario #سناریو وقتی رژیم گرفتی و فشارت میوفته بیهوش میشی (...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹² صبح روز بعد...رینا تا...

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

وقتی سرطان داشتی اما...دوتا برگه توی دستای لرزون بود..برگه ی...

وقتی مریض بودی ولی …

اتقاقا من از اول سریال اینطوری بودم که آخه چقدر بدبخت مامانش...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸یک هفته بعد___________...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁶ماشین رو نگه داشت، نگاهشو به پسر بقل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط