{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیامکو باز کردم چشام چهار تا شد گفتم بابا این خیلی زیادهه

پیامکو باز کردم چشام چهار تا شد گفتم بابا این خیلی زیادههههه
@ برو حالشو ببر قشنگم
+اپاااا:) مرسی
یهو صدای بوق اومد
+لونا امد دنبالم من رفتممممم
@ خدافظ دخترم
سریع رفتم بیرون ماشین لونا بنفش بود (عکسش هست) سوار شدم گفتم
+ سلاممم عنتررررررر
&سلام خره شرک بریم
+ارهههه
یه آهنگ پلی کردم و حرکت کردیم
ده دقه تو را بودیم رسیدیم
لونا ماشینشو پارک کرد داشتیم پیاده میشدیم که یه ماشین مشکی مازراتی محکم زد به عقب ماشین لونا یه جیغ زدم
لونا سریع پیاده شد همون لحضه چند تا ماشین اینور و اونور پارک کردن
لونا دهنش باز بود کلا عقب ماشین به چخ رفته بود
یه پسره از ماشین پیاده شد
خیلی قشنگ بود در صدم ثانیه روش کراش زدم
پسره:کدوم خری جرعت کرده جا پارک من پارک کنههههه
لونا فک کنم این حرفی که از گالت بیرون کردی منظورت با من بود؟
پسره:اره دقیقا
لونا نگو مرتیکه ماشینمو به گاج دادی
پسره:هوی تو باکی بودی
اومد لونا رو بزنه دستش گرفتم پیچ دادم با لگد هلش دادم و گفتم
+یا مراقب حرفایی که میزنی باش زدی ریدی به ماشین دوستم تازه چطور جرعت کردی که بخوای بزنیش هوم؟ کلاسمون دیر شد من میرم پیش مدیره این تکلیفو روشن میکنم دست لونا رو گرفتم داشتم میرفتم که داد زد و گفت....
پارت بعدو ساعت ۱۱ میزارم:) امشب چند تا پارت میزارم:)
دیدگاه ها (۶)

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_48ماشینو روشن کردم پامو گذاش...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_23به عمارت که رسیدیم ماشینو ...

مهمونی پارت ۴۳

رمان

ادامه پارت 194و دو طرف صورتش رو گرفتم و لباش رو بوسیدم. با ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط