{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دفتر روزگار را ورق میزنم

دفتر روزگار را ورق میزنم
امروز پدری برای یک لقمه نان کلیه اش را فروخت
همان نانی که دیروز قرار بود مجانی شود
امروز کشاورز پیر پولی برای خرید بذر نداشت
همان محصولی که از دیروز هر کیلویش 250 لیتر آب مصرف می کند !
امروز دختری از ادامه تحصیلش بازماند
همان تحصیلی که دیروز خرجش به مرز تن فروشی رسید
امروز پسری در بالای دیوار خانه ی مردم دستگیر شد
همان پسری که دیروز از کارش ...به خاطر 2.5 میلیون فرصت شغلی اخراج شد !
امروز مادرم دیگر در خانه نیست
همان خانه ای که فقط تا دیروز با کلیه ی پدر گرم می شد
فردا هم روز دیگریست
و کسانی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند
نه کلیه ای برای پدر
و نه تنی، برای مادر ...
فردا هم روز دیگریست
فردایی که بعضی ها همچنان نفس می کشند
همان هایی که دیروز 3هزار میلیارد تومان را با پول کلیه و تن مادر به خانه بردند
دیدگاه ها (۴۰)

لطفا جای لایک کردن جواب منو بدین باباتمام عکسای تبلتم پاک شد...

دنـیـای مـجـازی شـلـوغ تـریـن سـرزمـیـن تـنـهـایـی اسـتبـا ه...

... پســـرم...مامانت برای تو حرف هایی دارهحرف هایی که به درد...

نظر یادتون نره مرد سرت رو بالا بگیر از چی‌ خجالت میکشی؟خجالت...

معنی ضرب المثل رطب خورده، منع رطب، کی کندمادری از خرما خوردن...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و پاسخ اعضای گروه را ب...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۵۲چند روز بعد، همه‌چی...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

رمان جونگ کوک

#داستان_شبدر شهری که موش آهن می‌خورد، کلاغ هم کودک می‌بردباز...

فیک : بین راندها

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

قسمت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط