{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#مژه_های_خیص🌚🖤

#مژه_های_خیص🌚🖤
PArt9
همرو گزاشتم ت ماشین رفتم قنادی ی کیک جغدی صفارشدادم.....
زنگ زدم ب عسل
("عسل~ارسلان)
"ب ب خبی مارمولک
~مرصی مربا ت خبی
" میگزرع جانم کاری داشتی
~امشب صاعت ۷ اینا کجایی
"خونه مخام ب پوصتم برصم😌😂
~میخام دیا رو خشال کنم ی کیک صفارش ددم ساعت ۵ میای بگیریش بعد برو خونم ب بچا هم بگو بیان
" دیا خدش مدونه
~ن مخام صوپرایزش کنم
"اک باهم درارطباتیم خدافص
.....
همه وصایلا رو بردم خونه همرو گزاشتم کف صالن ک بچا بیان تزعین کنن ع خونه رفتم بیرون ک دیا زنگ زد
______
دیانا: کارم تموم شد زنگ زدم ب ارسلان
(•دیا*ارسی)
*جانم دیا تموم شدی
•عاره کجایی ت
*م دم عارایشگام بدو بیا
•اومدم
_
دیانا: سلام واییی ببین چ خوب شدههه
ارسلان: عررررر جغد
دیانا: بریم خونه خیلی خصتم
ارسلان: ن بیا بریم ی لباس بخریم
دیانا: اره اتفاقن ی لباس مخصوص پارتی مخام بخرم
ارسلان: بریم بخریم....

دیانا: کل پاساژارو گشتیم تا بلخره لباس مورد نظرم پیدا کردیم خعلی دوصش داشتم......صاعت ۷ نیم بود رفتیم خونه خیلی خستم بود
ارسلان: برو ت اتاق بپوش بیا
دیانا: دذ اتاقو باز کردم ک یهو عاهنگ پلی شد لامپو روشن کردم پرام ریخ کل اتاق با جغد های خشگل کیوت تزعین شده بود همه بچا هم هم بودن برگشتم پریدم بقل ارسلان......تخ صگ عاشقتممممم
ارسلان: لبام قفل لباش کردم ی مک محکم زدم...لبات فق صحم منه
ممد: هوییی سینگل اینجا نشصه
دیانا: ع بقل ارسلان اومدم پایین..عای ممد روشنفک شمو.....داشتم حرف میزدم ک یهو چشام خورد ب مهدیس.....مهدیسسس توله صگگگگ کی اومدیییی
مهدیس: همی الا ع فرودگا اومدم
دیانا: جیخخخخخ بعد مدتا خشال شدم عاشق تک تکتونممم
رضا: ولی ارسلان بیشتر
دیانا: ارسلان بیشتر چیچی
رضا: صصخل ولی بشتر عاشق ارسلانی
دیانا: بل او ک صدرصد
فرزاد: خب بریم کیک بخوریممم
دیانا: بش لباسم عوض کنم بیام
عسل: رضاااا دیدی گفتم باس با لباس مجلسی بیاممم
مهدیس: ع بزا منم لباسم عوض کنم پ چمدونمو بیار محراب
.......
دیانا: همه خشال بودن مث ایکه کلن بدبختیام فراموش کرده بودم هیشکی یادش ب بدبختیاش نبود ع قیافه بچا معلوم بود بعد ماها خشال شدن تنا چیزی ک الا کم داشتیم ی عدد پانیذ و نیکا و اتوسا بود ت همی فکرا بودم ک گوشیم زنگ خورد شماره ناشناص بود وید کال گرفته بود ج دادم ک.......نیکاااااا جیقققق
نیکا: دیانااااااا
دیانا: لعنتیییی کجایییییی ( باگریه)

•ادامه دارد•🌚🖤
دیدگاه ها (۱)

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

بریم برای پارت گذاری بیب ها؟🧸بزن بریم هوراااااویو«ا/ت»با صدا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p17ویو ات داشتم با نگاه...

Love you پارت سیزدهم&اول تو برو دوش بگیر-یا چ فرقی دار هردو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط