#پارت_بیست #غریبه_آشنا

#پارت_بیست #غریبه_آشنا
ئونسو:
صدای زنگ رو شنیدمش...یهویی به خودم لرزیدم...ترسیدم حواسم نبود...وای ساعت چنده؟؟نکنه بکهیونهه

دوییدم بیرون و در رو باز کردم
-دختره دیوننههه نمیگی من نگرانت میشمم چرا تلفنارو جواب نمیدی میدونی چقد در زدم کجاااییی پس مردم از نگرانی

نمیدونم چرا بغض کردم...داد میزنه سرم...چشمام پرشده بود اشک

-براچی گریه میکنی آخهه تو
+چون دعوام میکنی

دستمو کشید بغلم کرد در رو با پاش بست و محکم تو بغلش فشارم داد
- الهی من قربون چشمات بشم...گریه نکن زندگیم...آخه من دلم هزار راه رفت تا رسیدم اینجا...ببخشید عزیزم ببخشید دیگه گریه نکن...ببینمت نگام کن ببینم...اه اه لوس نشوو دیگههه...نگاش کن دماغش قرمز شده...حالا خانوم کجا بودن که متوجه زنگ زدن بنده نشدن...

با آستینم اشکامو پاک کردم
+حیاط پشتی
-چرا اونجا
+حوصلم سر رفت رفتم اونجا نفهمیدم زمان چجوری گذشت
-آها...حالا برو لباس بپوش بریم فقط جان بکهیون باز طولش ندی
+عههه نباید خوشگل باشم...دوست دختر یه خاننده معروفم هاا
-باشههه برووو دیگه
+ایشششش...غرغرو

کاری از نویسنده گروه:
@forough_wolf
@exo-l...forever #exo_my_planet #Gharibeh_ashena
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

فیک کوک فصل ²پارت ¹ویو راوی همانطور ا.ت جلوی عمارت ایستاده و...

جادویی به نام عشق

کسخلان گروگان

تکپارتی از جونگکوکوقتی تو اتاق پرو لباس باز پوشیده بودی و هم...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

تکپارتی جونگ کوک

پارت ۳۴خونه جین:یواش بزارش رو مبل جیهوپ جونگ کوک:خوبم بابا چ...

پارت ۲ ویو ا.ت فضای بینمون کمی آروم شده بود با دستم آروم اشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط