پ۳ف۴ ساعت ۴ رو نیم شد و رفتیم بیمارستان ساعت ۵ رسیدیم اشک

پ۳ف۴ ساعت ۴ رو نیم شد و رفتیم بیمارستان ساعت ۵ رسیدیم اشکان داشت بهوش میومد تا ساعت ۵ و ۱۵ دقیقه حالیش کردیم چیا بگه گوشیمو در آوردم زنگ زدم سحر +الو شوهر ندیده بدبخت بیا اینم شوهرت گوشیو گرفتم طرف اشکان _الو سلام سحرم خوبی _کنکورت کی هست _کی برمیگردی _گوشیم افتاد از دستم شکست گوشیا همه اشون الکیه بی خودی ناراحت شدی قشنگم منو میلاد همراه هم +ویق چندشا _ویق چندشا منتظر موندیم تلفن سحر واشکان و حرفای حال بهم زنشون تموم شد +سپاس گرازم ک گوشیو دادی میگم تاکی خوب میشی این فردا کنکور داره پس فردا برمیگرده ها _خودم بهش میگم تصادف کردم وقتی بیاد اینجا بهتره اونجاست بهش بگیم بدتر حالش بد میشه + کی مرخص میشی آقای صادقی _امشب دکتر بیاد ترخیص میشم +خب منو میلاد کنارت میمونیم شب میریم خونه ما مادر و پدرت گناه دارن _ممنون بچه ها دمتون گرم +غمت کم_غمت کم
دیدگاه ها (۰)

مافیای من Part 24 ...

Porsche

عشق ابدی♥ p22

fake kook part¹³ ①③رفتم خونه جونگکوک زنگ زدا/ت: الوکوک: الو...

#my_charming_bullyPart²⁸(نکته اسم مین جه به لوسی تغییر میکنه...

×قسمت نهم ×پارت چهار_الو فاطی !؟_الو سلام ..چطوری ؟؟_خوبم .....

عشق وحشی

این چه عشقیه پارت7ـ بخدا دارم راس میگم از فردا شروع میکنم جن...

چند پارتی ( ۴ ) ( ۱۰ ماه بعد ) ده ماه از اون ماجرا گذشته و ...

جین:پر چی؟جونگ کوک:ایون می بزار بگم اینا فک میکنن چیکار کردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط