وقتی ترکش میکنی 💛 jin p3

(مکالمه الکس و دکتر)
#: من از همون اول بهشون گفتم خودتم در جریانی، ولی تمام تلاشمو میکنم ک هردو سالم بمونن.
&: ممنون، راستش ی درخواست داشتم ازتون
#: بفرمایید
&: میشه منم تو عمل خواهرم شرکت کنم. از اونجایی ک منم دکتر بودم و خیلی کارم خوب بود بهم اجازه دادن. ولی مجبور بودیم بچه رو زودتر ب دنیا بیاریم، پس اتاق عمل و اماده کردیم و عمل رو شروع کردیم.
(از دید جین)
الکس بهم گفت ا. ت باید بچه رو ب دنیا بیاره از نگرانی ی جا بند نمیشدم، دلم نمیخواست برای هیچ کدومشون اتفاقی بیفته. دیگ داشت تقریبا دو ساعت میشد ک ا. ت تو اتاق عمله ک الکس و دکتر اومدن بیرون.
_: چیشد؟ ا. ت حالش خوبه؟ بچمون حالش خوبه؟
#: متاسفانم...(بیهوش شد)
چشامو ک باز کردم الکس بالا سرم بود.
_: ا.. ا. ت حالش خوبه؟
&: راستش ا. ت رفته تو کما، بچه هم بخاطر اینکه زود ب دنیا اومده باید تو دستگاه بمونه.
با حرفش انگار دنیا رو سرم خراب شد. بهم اجازه دادن یونهی رو ببینم ولی ا. ت رو نه الان چند روز میگذره ولی حال ا. ت بهتر نشده دکترا گفتن ک امیدی ب زنده بودنش نیست.
(یک ماه بعد)
امروز یونهی بردم خونه، خیلی کوچولوعه، خوشگله مثل ا. ت هققق
#bts
#وانشات
#بی_تی_اس
#jin
دیدگاه ها (۱)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

اجبار به بدبختی پارت ۴۰

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

اورلورا

مافیای من

ددی خون آشام من

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط