اعدامی

اعدامی

لحظه ای مکث کرد

و بوسه ای برطناب دار زد....!

دادستان گفت... صبر کنید

این چه کاریست؟

گفت: طناب نمیزاره زمین بیفتم...

اما آدم ها بدجور زمینم زدن...!!
دیدگاه ها (۱)

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_7فصل...

تکپارتی تهیونگ

رز آبی پارت ۳۲

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

🚩 خبرنگار از زلنسکی پرسید: «ترامپ با انتخابات میان‌دوره‌ای د...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — مقدمهعصر یک روز بهاری بود.خیابان شلوغ بود؛...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p91آروم زمزمه کرد:«کی برمی‌گردم...؟ اصلا...

~واییی اینجا جونگکوک از عمد سرشو تند تند بر میگردوند که جینو...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط