☘

☘
✨ دختر خانمی روی تابوت یکی از شهدای غواص نوشته بود:
پدرم را قانع کن #چادر بپوشم...


#حجاب 💎
#قاسم_ابن_الحسن 🇮🇷
┏━━━━━━━━᭄✿
✿ @efat_zeinabi0120
┗━᭄✿ #عفت_زینبی0120 ࿐
دیدگاه ها (۰)

فاصله یک لبخند تا جنون

#چندخاطره🔸واو به واو این خاطرات شهیده واعظی بسیار خواندنی اس...

برادر ناتنی

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_27فصل سیزدهم | ...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

#چندخاطره🔸شهادت خانوادگی قشنگتره...روایتی از شهادت زوج شهید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط