بابام رو بیدار کردم گفتم انصافا چرا بابت خروپفت نمیری دکت

بابام رو بیدار کردم گفتم انصافا چرا بابت خروپفت نمیری دکتر؟
















رفت سند خونه رو آورد گفت اینجا چی نوشته گفتم اسم شما. گفت پس تو خونه من زر نزن.. :-\
دیدگاه ها (۴)

عروسک مافیا/پارت1

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

اکسپرور

٪چه حقیقتی + راستش لیا من راجب خانوادم بهت‌ دروغ گفتم من درو...

P³⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

چند پارتی (درخواستی)

اجبار به بدبختی پارت ۱۲

Pat:8اسم: عاشق چشماش شدمکوکی. زنگ زدم به ا.ت و گفتم امروز وس...

چند پارتی Pat : 1اسم : وقتی بهت سیلی میزنهنشانه ا.ت : (*)نشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط