شخصیت ها

ا/ت
یه دختر خیلی خوشگل و جذاب موهای بلند قهوه‌ای تیره با رگه های طلایی که عین مخمل نرم و صاف هستند. پوست سفید و مرمرین.و چشمای نیلی خیلی تیره.قد کوتاه تقریبا 165 سن 19 و اما اخلاق:زبون دراززززززززز،شیطون،لجباز به شدت،مهربون،مودی،خودپسند،مغرور،با اعتماد به نفس بیش از حد زیاد.

از بچگی تو پر قو بزرگ شده و تا الان هرچی خواسته بهش دادن



بعدی

کیم تهیونگ.سن ۲۳،از بچگی شاهد ق*ت*ل ها و کارها و نقشه های وحش*تناک زیادی بوده و باعث شده تهیونگ تبدیل بشه به هیولایی که تو بچگی ازش میترسید.تهیونگ هیچ چیز جز خودش براش مهم نبود برای همین بعد از مرگ جیانگ اون شد جانشینش.



بعدی

کیم جونگ کوک(بچه ها چونکه اینا باید باهم دختر عمو پسر عمو باشن فامیل همشون به کیم تغییر کرد دیگه به بزرگی خودتون ببخشید)سن۲۱ سال،بخاطر اینکه از بقیه پسر عموهایش کوچکتر است و سنش به ا/ت نزدیک‌تره از بچگی اون و ا/ت باهم دوستان صمیمی بودن و همیشه باهم شیطونی میکردن(ذهنتون جای بد نره منظورم مردم آزاری بود)



بعدی

کیم جیمین.۲۳ساله،از بچگی همیشه با تهیونگ بوده و تهیونگ مثل چشماش به اون اعتماد دارد



بعدی

کیم هوسوک.۲۴ ساله

کیم یونگی.۲۵ ساله،همیشه وقتی ا/ت و کوک با گنده تر از خودشون دعوا میکنن و از پسش بر نمیان میان پشت یونگی قایم میشن تا یونگی اون شخص رو به غلط کردن بندازه



بعدی

کیم نامجون.۲۴ ساله



کیم سوک جین.۲۶ ساله،نوه ی اول جیانگ هست و حواسش به همه هست و هوای همه رو داره بخصوص ا/ت که اونو مثل خواهر کوچکش دوست داره و همیشه ا/ت وقتی ناراحته یا مشاوره میخواد میاد پیش جین


پارک جی وو ۲۰ ساله،دختر دایی تهیونگ هست و همه ی اعضا از این بشر متنفرن بجز تهیونگ چون فقط جلوی تهیونگ آدم میشه ولی اون یه دختر خیلی آویزون و.............(نمی‌دونم چی بگم خودتون تو داستان میفهمید چطوریه)
دیدگاه ها (۱)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

My Boy❄

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

معرفی فیک جدید

فاصله یک لبخند تا جنون

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

رمان: رفتار سرد .معرفی نامه .ژانر : عاشقانه / کمی اسم*ات / ف...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

تقریبا دو هفته ای میشد که ا..ت توی قصر کار می‌کرد و اهالی قص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط