این دقیقا منم

این دقیقا منم

یه روز که اوایل مدرسه بود زنگ تفریح من از چند تا از بچه ها شنیدم فصل سه خانواده جاسوس تا قسمت ۳ اومده من این رو که شنیدم به دوستام گفتم آقا من میخوام برم خونه هی دوستام بهم میگفتن اخه دیوانه واقعا فقط بخاطر همین می خوای بری خونه
بعدا اصلا چجوری می خوای بری
من هم عین شیطان ها سریع خودمو زدم به مریضی که سر درد دارم رفتم پیش خانم بهداشتمون گفتم سرم خیلی میکنه اول مقاومت کرد ولی انقدر اسرار کردم که رنگ زد مامانم و اومد دنبالم رفتم خونه انیمه هم دیدم 🤭🤭🤭🤭
دیدگاه ها (۹)

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ماشین جلوی دروازه‌ی بزرگ مشکی ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

سلام 👋حالتون خوبه؟ اومدم یه سری تئوری راجع به آدرین بگمآره خ...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 24""""""""""""""""""""""""""""""""...

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

پارت یازدهم《جبران》《Custom kiss》 ×وایسا..+...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:11*...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط