{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوردم به یه نفر به جای اینکه کمکم کنه با تمسخر گفت

خوردم به یه نفر به جای اینکه کمکم کنه با تمسخر گفت
#هه نکاش کن برده جدیده
#بلند شو الان ددیم میاد باید کار کنی هرزه کوچولو
+من هرزه نیستم
#هه برو برو عمتو سیاه کن
(علامت راوی∆)
∆جون هی دختری که عاشق کوک هست و هرزس و کوک رو بخاطر پول دوست داره ..ات رو کسید بردش از موهاش و انداختش زمین و یه پارچه انداخت تو صورتشو و ابم داد دستش و گفت تمیز کن و بعد رفت
ساعت دوازده
ویو کوک
-امشب کارم طول کشید بیبیمو‌ تو خونه تنها گذاشتم رفتم درو باز کردم که دیدم روی زمینه و داره زمینو طی میکشه رفتم طی گرفتم و داد زدم
-چه غلطی میکنی
+م..من ه..ه..هیچی
-هیچی کی گفت این کارو کنی
+...
-گفتم کی(عربده)
+ج..ج..جو..جون هی(اسمشو که صدا کردن فهمید)
-بادیگارد
؟بله ارباب
-جون هی رو بیار
؟ بله ارباب

∆جون هی رو اوردن
#بله ارباب
-تو به این دختر گفتی کار کنه
#اون دختره هرزه کار نمیکرد بعد منم گ....
-دختره دوزاری هرزه زیر خوابی کی کفت بهش بگی کار کنه ها بادیگاردا اینو ببرید داخل اتاق ابی تا بیام
#ن..نه ارباب غلط کردم
-ببریدش
؟چشم
-ات خوبی
+ا..اره
-اون دختررو میکشم
+ت..توروخدا نکشش توروخدا
-نه
+خواه..(کوک بهش سیلی زد)
-خفه شو برو تو اتاقت
+ب..باشه
ویو ات
+رفتم توی اتاق صدای دختره توی مخم بود رفتم توی دستشویی که دیدم یه پنجره داره به اندازه من رفتم از اون پنجرهه رد شدم که...
دیدگاه ها (۴)

p¹⁷یه ماه بعد :ویو تهیونگیه حسی همش بهم میگفت کوک خیانت نکرد...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

dark love

پارت ۴

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

مربی موتور سوار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط