تمامِ لحظه هایم با خودم هر روز درگیرم
تمامِ لحظه هایم با خودم هر روز درگیرم
سراسر من،شبی هر ثانیهِ صد بار می میرم
جوانی با هزاران غصه طی شد کوه غم گشتم
گمان کردم که پیری می کند با تجربهِ شیرم
سرم چون برف و قامت چون کمان خم شد عصایم کو؟
که راهِ مانده باقی را کنم طی با دلِ پیرم
گمان کردم که پیری زندگانی می شود آسان
چه دانستم که پیری می کند از جان خود سیرم
تمامِ آرزویم بود در پیری به آسان می رسم اما
به پیری چون رسیدم دیدم آخر که زمین گیرم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
سراسر من،شبی هر ثانیهِ صد بار می میرم
جوانی با هزاران غصه طی شد کوه غم گشتم
گمان کردم که پیری می کند با تجربهِ شیرم
سرم چون برف و قامت چون کمان خم شد عصایم کو؟
که راهِ مانده باقی را کنم طی با دلِ پیرم
گمان کردم که پیری زندگانی می شود آسان
چه دانستم که پیری می کند از جان خود سیرم
تمامِ آرزویم بود در پیری به آسان می رسم اما
به پیری چون رسیدم دیدم آخر که زمین گیرم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
- ۲.۶k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط