𝒑𝒂𝒓𝒕50
𝒑𝒂𝒓𝒕50
((ایان))
پرستار گفت ا/ت مشکل تنفسی داره
قلبش ناراحته و همراهیم نداره
چرا تنهاست؟
چرا کسی پیشش نیست ؟
مرد چهارشونه ای کنارم وایساد و رو به پرستار حال ا/ت وپرسید
چقدر شبیه اون مرده کارلوس بود ....
پرستار: بله بیداره اما شامشو نخورده
لوکاس: کله شق ... میشه من امتحان کنم؟
پرستار: باشه فقط یک ربع
لوکاس: ممنون ...
پشت مرده رفتم جلو
وقتی وارد اتاق ا/ت شد از بین در دیدم که ا/ت چجوری داره اشکاشو پاک میکنه
سعی کردم یواشکی از پنجره نگاشون کنم
((لوکاس))
لوکاس:هلووو مادمازل
جوابی نداد جز یه لبخند مصنوعی
لوکاس: شنیدم دختر خوبی نبودی برات جایزه اوردم
+چون دختر بدی بودم برام جایزه اوردی؟
لوکاس: میدونی که دخترای بد برام جذابن (چشمک زد)
خندید و روشو برگردوند
لوکاس: داادااام ... شکلااااتتتت
+حح
لوکاس: وایسا وایسا شرط داره
+یااا :/
لوکاس: بعدش یکم غذا بخور
+نمیتونم بخورم
لوکاس: اگه بعدش برات بستنی شکلاتی بخرم چی ؟ ام یه دور دور یواشکی
+سر حرفت میمونی ؟!
لوکاس: به شرطی که بشقابت خالی شه یسسس از اینجا میبرمت
+قبوله :)
بعد خوردن یکم از شکلاتا کمکش کردم بشینه
غذاشو کامل خورد ...
لوکاس: برم ببینم میتونم راضیشون کنم مرخصت کنن یا نه
+قول دادی لوکاس
لوکاس: اگه نزارن فراریت میدم :)
+منتظرم :)
و از اتاق خارج شدم .....
براش لازمع ...
میخوام خوبش کنم ....
جیمین و تهیونگو از سرش میندازم ....
دم در مردی رو دیدم ...
لوکاس: اقا... شما کاری دارین ؟
ایان: عاا... نه نه من همکارشم فقط میخواستم ببینم خوبه یا نه
لوکاس: خب برین داخل
ایان: نه دیر وقته فردا میام بهش سر میزنم
لوکاس: ا/ت امشب مرخص میشه اگه کاری دارین الان انجام بدین :)
ایان: ببخشید شما ؟
لوکاس: (متعجب نگاه کرد) دوستشم
ایان: ببخشید اگه فضولی کردم ... شبتون خوش
و رفت ....
چه مشکوک ...
اون کی بود ؟ ....
یه بار دیگه به ته زنگ زدم طبق معمول خاموش بود
......
((تهیونگ))
ماشینو جلوی بیمارستان پارک کردم ....
.
.
ته: یعنی چی ؟ چرا مرخص شده ؟ کی مرخص شده ؟؟
پذیرش : همین چند دقیقه پیش
ته: عام ... میشه از تلفن استفاده کنم ؟
پذیرش: متاسفم با تلفن بیمارستان نمیشه ...
((ایان))
پرستار گفت ا/ت مشکل تنفسی داره
قلبش ناراحته و همراهیم نداره
چرا تنهاست؟
چرا کسی پیشش نیست ؟
مرد چهارشونه ای کنارم وایساد و رو به پرستار حال ا/ت وپرسید
چقدر شبیه اون مرده کارلوس بود ....
پرستار: بله بیداره اما شامشو نخورده
لوکاس: کله شق ... میشه من امتحان کنم؟
پرستار: باشه فقط یک ربع
لوکاس: ممنون ...
پشت مرده رفتم جلو
وقتی وارد اتاق ا/ت شد از بین در دیدم که ا/ت چجوری داره اشکاشو پاک میکنه
سعی کردم یواشکی از پنجره نگاشون کنم
((لوکاس))
لوکاس:هلووو مادمازل
جوابی نداد جز یه لبخند مصنوعی
لوکاس: شنیدم دختر خوبی نبودی برات جایزه اوردم
+چون دختر بدی بودم برام جایزه اوردی؟
لوکاس: میدونی که دخترای بد برام جذابن (چشمک زد)
خندید و روشو برگردوند
لوکاس: داادااام ... شکلااااتتتت
+حح
لوکاس: وایسا وایسا شرط داره
+یااا :/
لوکاس: بعدش یکم غذا بخور
+نمیتونم بخورم
لوکاس: اگه بعدش برات بستنی شکلاتی بخرم چی ؟ ام یه دور دور یواشکی
+سر حرفت میمونی ؟!
لوکاس: به شرطی که بشقابت خالی شه یسسس از اینجا میبرمت
+قبوله :)
بعد خوردن یکم از شکلاتا کمکش کردم بشینه
غذاشو کامل خورد ...
لوکاس: برم ببینم میتونم راضیشون کنم مرخصت کنن یا نه
+قول دادی لوکاس
لوکاس: اگه نزارن فراریت میدم :)
+منتظرم :)
و از اتاق خارج شدم .....
براش لازمع ...
میخوام خوبش کنم ....
جیمین و تهیونگو از سرش میندازم ....
دم در مردی رو دیدم ...
لوکاس: اقا... شما کاری دارین ؟
ایان: عاا... نه نه من همکارشم فقط میخواستم ببینم خوبه یا نه
لوکاس: خب برین داخل
ایان: نه دیر وقته فردا میام بهش سر میزنم
لوکاس: ا/ت امشب مرخص میشه اگه کاری دارین الان انجام بدین :)
ایان: ببخشید شما ؟
لوکاس: (متعجب نگاه کرد) دوستشم
ایان: ببخشید اگه فضولی کردم ... شبتون خوش
و رفت ....
چه مشکوک ...
اون کی بود ؟ ....
یه بار دیگه به ته زنگ زدم طبق معمول خاموش بود
......
((تهیونگ))
ماشینو جلوی بیمارستان پارک کردم ....
.
.
ته: یعنی چی ؟ چرا مرخص شده ؟ کی مرخص شده ؟؟
پذیرش : همین چند دقیقه پیش
ته: عام ... میشه از تلفن استفاده کنم ؟
پذیرش: متاسفم با تلفن بیمارستان نمیشه ...
- ۱۰.۶k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط