{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میروم تا در میخانه کمی مست کنم*

میروم تا در میخانه کمی مست کنم*
جرعه بالا بزنم آنچه نباید بکنم*
آنقدر مست که اندوه جهانم برود*
استکان روی لبم باشد و جانم برود*
برود هرکه دلش خواست شکایت بکند*
شهر باید به من الکلی عادت بکند*
دیدگاه ها (۷)

روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن از در نشد از پنجره، زوری خود...

به جایی از زندگی رسیدم دیگه حتی عید نوروز هم خوشحالم نمیکند ...

گاهی دلم برای خودم تنگ میشود... گاهی دلم برای باورهای گذشته ...

دست بر دلم مگذار, میسوزی! داغ خیلی چیزها بردلم مانده است...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

وسوسه عشق#𝓟𝓪𝓻𝓽_۳ارادم رو جمع کردم و شروع کردم از نوک تیز شمش...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۱ نسیم خنک صبحگاهی به پنجره اتاق ...

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁸هوا رو به غروب بود، نرم و خاکستری...

《검은 마음》پارت ششم | بعد از کلاسامیلی همان‌جا ایستاد.صدای جمع ش...

قلبش داشت مثل ریتم‌های سنگینِ تراک‌های جدیدش می‌کوبید. توی ذ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط