ررقص زیر نور ماه (پارت ۷)
جیمین: سلام بانو
ات: سلام
جیمین: ببخشید منتظر بودی
ات: مشکلی نیس
شرو کردیم به تمرین تا ظهر
ناهارو سفارش دادیم و یکم استراحت کردیم
دوباره شرو کردیم تا شب و تمومش کردیم
ات: عالی بود ممنونم ازت
جیمین: خواهش، دنست فوق العاده بود دختر
ات: ممنون
جیمین: فردا میای کلاس؟
ات: آره
جیمین: خوبه، شبه میرسونمت
ات: میسی
رسوندم خونه و رفت، رفتم خونه
ات: من اومدممممم
یونگی: بیخوددد تا الان بیرون بودی الان میگی اومدم
ات: سر تمرین بودم چرا چرت میگی
یونگی: پس کی رسوندت؟ با جیمین کجا بودی؟
ات: جیمینو از کجا میشناسی؟
یونگی: رفیقمه، تو جوابمو بده
ات: عزیزم ایشون باید تو دنس منو همراهی کنن
مامان: بسههههه سلام دخترم
بابا: سلام
ات: سلام
یونگی؛: باشه باور کردم
چش غره رفتم و رفتم اتاق و بعد از شام هم لالا
// صبح //
بیدار شدمو کارای لازمه رو انجام دادم صبحونه خوردمو آماده شدم، درحال کفش پوشیدن....
ات: مامان من رفتم
مامان: مواظب باش دوباره ازین اتفاقا نیفته
ات: چشم خدافظ
مامان: خدافظ
رفتم پایین با یه ماشین مواجه شدم، شیشه رو داد پایین
یونگی: بپر بالا
ات: هنوز نرفتی؟
یونگی: منتظر بانو بودم، بیا دیگه دیرم میشه
ات: دمت گرم
سوار شدم و رسیدیم وپیاده شدم
ات: مرسی داداشی
یونگی: قربونت، مواظب باش
ات: باشه بای
یونگی: خدافظ
وارد سالن شدم همه سلام علیک میکردن حالمو میپرسیدن
و جواب منم به همه سلام آره خوبم بود😂
خلاصه رفتم رختکن لباسامو عوض کردمو برگشتم
ات: جیمین آماده ای
حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻
~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#جیهوپ
#هوسوک
#جانگ
#جانگ_هوسوک
#فیک_جیهوپ
#هوپی
#bts
#BTS
#J_hope
#Jhope
#Jung_hoosook
#hoosook
ات: سلام
جیمین: ببخشید منتظر بودی
ات: مشکلی نیس
شرو کردیم به تمرین تا ظهر
ناهارو سفارش دادیم و یکم استراحت کردیم
دوباره شرو کردیم تا شب و تمومش کردیم
ات: عالی بود ممنونم ازت
جیمین: خواهش، دنست فوق العاده بود دختر
ات: ممنون
جیمین: فردا میای کلاس؟
ات: آره
جیمین: خوبه، شبه میرسونمت
ات: میسی
رسوندم خونه و رفت، رفتم خونه
ات: من اومدممممم
یونگی: بیخوددد تا الان بیرون بودی الان میگی اومدم
ات: سر تمرین بودم چرا چرت میگی
یونگی: پس کی رسوندت؟ با جیمین کجا بودی؟
ات: جیمینو از کجا میشناسی؟
یونگی: رفیقمه، تو جوابمو بده
ات: عزیزم ایشون باید تو دنس منو همراهی کنن
مامان: بسههههه سلام دخترم
بابا: سلام
ات: سلام
یونگی؛: باشه باور کردم
چش غره رفتم و رفتم اتاق و بعد از شام هم لالا
// صبح //
بیدار شدمو کارای لازمه رو انجام دادم صبحونه خوردمو آماده شدم، درحال کفش پوشیدن....
ات: مامان من رفتم
مامان: مواظب باش دوباره ازین اتفاقا نیفته
ات: چشم خدافظ
مامان: خدافظ
رفتم پایین با یه ماشین مواجه شدم، شیشه رو داد پایین
یونگی: بپر بالا
ات: هنوز نرفتی؟
یونگی: منتظر بانو بودم، بیا دیگه دیرم میشه
ات: دمت گرم
سوار شدم و رسیدیم وپیاده شدم
ات: مرسی داداشی
یونگی: قربونت، مواظب باش
ات: باشه بای
یونگی: خدافظ
وارد سالن شدم همه سلام علیک میکردن حالمو میپرسیدن
و جواب منم به همه سلام آره خوبم بود😂
خلاصه رفتم رختکن لباسامو عوض کردمو برگشتم
ات: جیمین آماده ای
حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻
~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#جیهوپ
#هوسوک
#جانگ
#جانگ_هوسوک
#فیک_جیهوپ
#هوپی
#bts
#BTS
#J_hope
#Jhope
#Jung_hoosook
#hoosook
- ۲۲.۷k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط