{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 8

پارت 8
من : این اتاق ارواحه !! یا جن چرا همه چیش مشکیه ..!!
سودا : وای ول کن سلن بیا ببین چه ساعتای گرون قیمتی اینجاس ..
رفتم سمتش تو یه در کمد پر از ساعتای مختلف بود
سودا : خب اون پلاستیک زباله رو بده. بهم تا اینارو بریزم توش ...
من : بگیر
همه ساعتارو ریخت توش حتی یدونه رو هم از قلم ننداخت
اونور تخت یه میز خاطره بود .. که روش یه قاب عکس بود که دوتا پسر کنار هم وایستاده بودن خیلی شبیه هم بودن دستاشونو دور گردن هم حلقه کرده بودن و یه لبخند ژکوندم رو لباشون بود
من : سودا بیا این قاب عکسو ببین
سودا : کو ؟ برو اونطرف
رفتم کنار قاب عکسو برداشت دیدم داره میخنده !
من : چته چرا میخندی ؟
سودا : خخخ ما الان اومدیم تو خونه اینا داریم دزدی میکنیم !
من : خخ ولش تا سروکله یکی پیدا نشده بدو بریم ..
رفتیم پایین مجسمه هارو هم برداشتیم .. زدیم از خونه بیرون سوار ماشین شدیم گازو گرفتیم سمت خونه ... اخیشش اینم بخیر گذشت ..
سودا : اخیشش امروز بهترین روزمه قراره از دست ساباش راحت شم زود یه اهنگ خفن بذار
من : برو بابا حوصله ندارم نصف شبی اهنگ بزارم که چی بشه .. رفتی خونه تا دلت خواست برو اتاقت اهنگ بگوش
سودا : واا سلن ..!!!
من : الان میرسیم خونه
سودا : فردا صب زود پاشی بریم اینارو بفروشیم بدهیمونو بدیم بعدشم یه چند دست لباس بخریم مردم از بس لباسای تکراری پوشیدم ..
من : اووف باوشهه
تا رسیدیم خونه دوییدم رفتم تو اتاقم خودمو انداختم رو تخت چقد خستمه ..
سودا : هی سلن نمیخوای لباساتو عوض کنی
من : حسش نیس
سودا : با اینا اذیت میشیااا
من : شبببببب بخییییر !
سودا : خوددانی هرطور راحتی شبت شیک عسل
................................................................................
سودا : سلننن.سلناااا.... هوییی ..
من : یه دفعه نشد مث ادم صدام کنی اه چیهههه ؟؟ بزار بخوابم دیگههههههه !!!!!
سودا : پاشو ظهره بدو هزارتا کار داریم شبم مهمونی دعوتیم
من : فقط یه روز ........خب میفهمی .... فقط یه روززز بزار خوب بخوابمممم اَی بابا ..
سودا : بلنددددددددشووووووو

اه پاشدم رفتم دوش گرفتم موهامم سشوار کشیدم یه تاپ صورتی با طرح های طلایی پوشیدم با دامن کوتاه مشکی موهامم بالا بستم ارایشم نکردم ..
یعنی لازم نیس ! من همه جوره خوشگلم ..
اوه سقف داره میریزه خخخ
زدم از اتاق بیرون
من : سودا من حاضرم

سودا : اوکی بریم
من : وایسا ببینم
سودا : چیه
من : مگه میخوایم بریم عروسی که اینجوری تیپ زدی
سودا : ای بابا توام گیردادیاااا من همیشه تیپ میزنم ادم که نکشتم ..!
من : باشه بابا جو نگیرتت بریم
رفتیم چیزایی که دزدیدیمو بفرشیم اون مجسمه ها.و ساعتا واقعا گرون قیمت بود با دوسه بار دزدی تونستیم بدهیمونو بدیم کارمون خیلی پر درامده خخخ ولی خودمونیماا خیلی سختو پر خطرم هست ..
دیدگاه ها (۷)

پارت 9رفتیم پولو به ساباش دادیم تعجب کرد که تو این زمان کم چ...

پارت 10جمره و سودا رفتن برقصن منم رفتم رژمو تمدید کنم پاک شد...

پارت 7اره درسته خودشه .. دختری که جنسش از غمه .. نمیتونه شاد...

پارت 6من : باشه بابا نخور منو برو پایین ایکی ثانیه حاضر میشم...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

فیک ددی من

فیک تهیونگ

فیک انتقام یا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط