.............

.............
با خودش میگفت اینم ی دختر مثل دخترای دیگه است
ی ماهی سرکارش میزارمو ی حالی و بعدم تموم
دختر عاشق شده بود اونم برای اولین بار
ب مرد رویاهاش اعتماد کرد
اول دل داد
بعد سر داد
بعد تن داد
و بعددددد
برای مرد تمام شد
اما مثل دختر های دیگر نبود شرف داشت
یک روز جلوی دیدگان مرد با ریختن بنزین و کشیدن کبریت جان داد .
..........
دیدگاه ها (۳)

پارت پنجم (آخر): فردا، روی صفحه سفیدابردهای خاکستری بالاخره ...

محموله چی بود؟ احتمالا مواد بود. ولی چرا این باند باید یه مو...

رفت و تکونش داد. بدون اون نمیتونست از این جنگل بی انتها بره ...

دیگه کسی نیومد با ریندو قمار کنه مگه با کارت هایی به حز کارت...

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

ماه پنبه ای

Crimson silence (p18)

I'm not jealous part 57خواست چیزی بگه که یهو گوشیش زنگ خورد ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط