خدایا؛

خدایا؛
گاهی مرا در آغوش بگیر...
وقتی در محاصرهٔ مشکلاتم و تنها پناهگاهم تویی.
وقتی تمام تلاشم را کرده‌ام، خسته‌ام و دلم کمی سکوت می‌خواهد،
کمی آرامش، کمی تسکین.
بیخبر از راه برس و مرا بغل کن.
باور کن آدمِ جا زدن نیستم!
اما از یک جایی به بعد، بگو که با هم درستش می‌کنیم.
از یک جایی به بعد، خودت برایم معجزه کن!
دیدگاه ها (۰)

اللهم اشف کل مریض بحق مولانااباالحسن علی بن موسی الرضا

عاشقانه های شبنم

خاطراتِ معلق در نور

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

سناریو جونگکوک

پرنسس ناخواسته

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۶: گفت‌وگوی پادشاه با خانواده‌ی سوآپادشاه...

از دشمنان تا عاشقان

پروانه جان

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁵جونگ‌کوک دوباره سر جاش نشسته بود.انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط