باران آرام بارید بر روی گونه هایم

باران آرام بارید بر روی گونه هایم
عکست را بوسیدم
دلتنگ که هستم اما ناراحت نه
چون دارمت درسته کنارم نیستی
اما خانه من همان سمت
چپ سینه ات است که می‌تپد !
دیدگاه ها (۱۱)

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیستم 𓆪جیمین هنوز به عکس روی میز خیره ...

خانه قدیمی مادر بزرگ پناه آخر هفته های ما است.از زمانی که زن...

𓆩 🖤 𓆪 ── 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 ── 𓆩 🤍 𓆪╭─━━━━━━━━━━━━─╮🏠 𐙚 𝐕𝐢𝐞𝐰 𝐀𝐭 𐙚 🏠╰─━━━...

Matia Love :)))پارت : 16جونگکوک : نمیتونم از ات دوری کنم ، م...

قسمت ۲۶— «پیام سوم» 🖤ات به صفحه گوشی خیره مانده بود.«پدرت زن...

عاشقانه های شبنم

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

🖤 میان قلب ژانر: عاشقانه | احساسی | درام نویسنده: ریحانه تع...

چند پارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط