{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

first love

part thirty-four³⁴:)
بعد حرف جیهوپ صدای قدم هایی سریع بهمون نزدیک شد و یه دست دیگه هم دور کمرم اضافه شد.. بوی جونگ کوک بود."میتونی راه بری؟"
میخواستم جوابشو بدم ولی حالم خیلی بد بود، چشامو محکم روی هم فشار دادم که جونگ کوک براید بغلم کرد و بردم داخل کشتی"میبرمت توی اتاقت اونجا بمون تا بعدش برم دارو دریازدگی بیارم"
در اتاقم رو باز کرد و منو گذاشت روی تخت، سونیا هم پشت سر جونگ کوک وارد اتاق شد"خوبی عشقم؟"
به ارومی سر تکون دادم و دراز کشیدم روی تخت.
"مراقبش باش تا بیام" بعد حرفش جونگ کوک دویید بیرون تا بره دارو بیاره ولی من دوباره بعد از رفتن جونگ کوک حالت تهوع گرفتم انگار که بوش ارومم میکرد و زدم زیر گریه.
سونیا اومد کنارم روی تخت نشست"هی چیشد؟"
ولی صدای حرف زدن بقیه ادما حالم رو بدتر میکرد، اروم اروم بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم ، سونیا هم پشت سرم میومد. رفتم توی توالت و درو بستم و استفراغ کردم.
بدنم میلرزید سرگیجه داشتم و جونگ کوک رو میخواستم، هنوز دو زانو رو به روی توالت فرنگی بودم و میلرزیدم، گریه هام بند نمیومد.
به زور با پاهای لرزون بلند شدم سیفون رو زدم و دست و صورتم رو شستم و توی دهنم یه اب چرخوندم تا مزه بد از دهنم بره، درو که باز کردم دیدم جونگ کوک یکم اونطرف تر به دیوار تکیه داده و سونیا نیست، چشمش هم از قبل به در بود و وقتی درو باز کردم فوری اومد سمتم و بازوم رو گرفت که نگهم داره"الان بهتری؟"
سرمو تکون دادم و با کمک جونگ کوک دوباره رفتم توی اتاقم، سونیا اونجا بود ،دوباره روی تخت نشستم و سونیا یه قرص و بطری اب بهم داد"یه کوچولو اب بخور که دوباره حالت بد نشه"
قرص رو خوردمو دراز کشیدم و به اون دو نفر نگاه کردم"ببخشید که گند زدم توی سفرتون"به زور گفتم صدام خیلی یواش بود.
جونگ کوک کنارم رو تخت نشست و موهامو نوازش میکرد" گند نزدی توی مسافرتمون، این عادیه که بعضی از ادم ها توی کشتی احساس دریا زدگی بکنن، تازه ما هنوز در راه مسافرتیم.. مسافرت هنوز شروع نشده"
برای همین دلیل ارامشه.. بهش لبخند بی جونی زدم، بخاطر نوازش هاش کم کم خوابم برد و چشام گرم شد.

"اهیونا بیدارشو، هی دختر، بیدارشو رسیدیم به جزیره"صدای یونا بود، چشم هامو باز کردم و نشستم روی تخت، به زور یونا کشون کشون رفتیم بیرون"جونگ کوک چمدون تو رو قبلا برده توی جزیره، چون حالت بد بود"
با این حرف چشام باز شد و حس کردم زیر پام خیلی نرمه، روی شن های جزیره بودم:)حس خوبی میداد.
#bts#jungkook#بی‌تی‌اس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
دیدگاه ها (۸)

چند پارتی جونگ کوک

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁵ویو: اتصبح با دل‌درد شدیدی از خو...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط