{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم

مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم
تو میان ما ندانی که چه میرود نهانی
بت من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون
اگر این قمر ببینی دگر ان سمر نخوانی
دیدگاه ها (۱)

دانی کدام جاهل بر حال ما بخندد ؟کورا نبوده باشد در عمر خویش ...

و سخن اخر >>>>>>>>>>>>>چه وجود نقش دیوار و چه ادمی که با او ...

من در اسمان بطرف خدا روی کردم وگفتم سپاسگزارم امروز پیامبری...

خیال روی کسی در سر است هر کس را مرا خیال کسی کز خیال بیرون ا...

افسانه ی خون و گل قسمت ۳۹: در آستانه‌ی خلاءقلعه با صدایی مه...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶ویو لیلی ___---سیاهی.....

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل چهارم: تجلیِ...

حماسی

مرد بی رحم

سایه ای در راهروهای نقره ای

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط