مصاحبه با عموی تتلو

پارت1:
مصاحبه با محمد علی مقصودلو (عموی امیر تتلو)

عموی تتلو ، محمدعلی مقصودلو، کسی‌ست که تلاش کرده بعد از مرگ پدرِ تتلو در زندگی او نقش پدرانه داشته باشد. محمدعلی مقصودلو در گفت‌وگویی در دفتر انصاف نیوز می‌گوید از عموی تتلو بودن خوشحال است اما توامان نگران او نیز هست. او تتلو را در جمع خانوادگی‌شان شخصی خجالتی دیده و تغییرش به یک آدم پرخاشگر برایش جای سوال دارد. آقای مقصودلو تتلو را تحت تاثیر دوستان بد و مواد مخدر می‌داند. او هم‌چنین به تقارن اخبار تتلو و توماج صالحی اشاره کرد و قیاس مردم از این دو خواننده را بی‌ربط می‌دانست.
انصاف نیوز: به عنوان مقدمه خودتان را معرفی کنید.
من محمدعلی مقصودلو، عموی امیرحسین مقصودلو هستم.
انصاف نیوز: چه حسی دارد عموی تتلو بودن؟
بیشتر از اینکه حس خوبی داشته باشم نگرانش هستم.
انصاف نیوز: چرا؟ نگرانی‌تان به چه دلیل است؟ الآن به وجود آمده یا از ابتدای مسیری که طی کرده این نگرانی بوده است؟
خیر، الآن به وجود نیامده است. من خیلی از اینکه عموی ایشان هستم خوشحالم. ایشان پسر خیلی خوب و مهربانی‌ست. از موقعی که در گیر و دار همان مسائلی که می‌دانید افتاده است نگران او هستم. خب ایشان زندان است و طبیعی‌ست که من نگران باشم.
انصاف نیوز: از کجای این مسیری که طی کرد این نگرانی در شما ایجاد شد؟
کسی که سلبریتی یا الگوی جوانان می‌شود باید هم مورد پسند عوام باشد و هم مورد پسند خواص. در مورد امیرحسین متاسفانه گروه خاصی دنبالش کردند و دوستش داشتند. او خیلی با عوام ارتباط پیدا نکرد. همین مسئله مشکلات زیادی برای او ایجاد کرد.
امیرحسین پدرش را خیلی دوست داشت. وقتی کوچک بود فوتبال بازی می‌کرد و در خانواده بود. از همان ده، دوازده سالگی به خواندن بسیار علاقه داشت. این‌ها رشت بودند. وقتی به تهران آمدند وارد موسیقی زیرزمینی شد. سبک خاصی به قول خودشان اجرا می‌کرد و یواش یواش تا اینجا آمد.
الگوی خاصی نداشته است. امیرحسین بسیار آدم خوبی‌ست. این را از سر پیوند فامیلی نمی‌گویم. همین الآن اگر در جمع ما باشد شما از برخورد با امیرحسین لذت می‌برید. من نمی‌دانم در چه محیطی قرار می‌گیرند که خود را فراموش می‌کنند و یک چیزهایی را عنوان می‌کنند. واقعا امیرحسین در جمع‌های خانوادگی یک احساس خجالتی دارد. من به شکل وحشتناکی از این موضوع رنج می‌برم که او چطور از این شخصیت به شخصیتی پرخاشگر برمی‌گردد.
محمدعلی مقصودلو، عموی امیرحسین مقصودلو معروف به تتلو
انصاف نیوز: پس برای خودتان هم سوال است!
واقعا سوال است.
انصاف نیوز: محیط خانوادگی آقای مقصودلو چطور بود؟ مثلا سختگیر هستند؟ مذهبی هستند یا غیرمذهبی؟
انصاف نیوز: از حرف‌های تتلو به نظر می‌رسد که خیلی خود را متاثر از فضای فرزند طلاق بودن می‌داند.
من اصلا این را قبول ندارم. امیرحسین کودک طلاق نبوده چون آن زمان بالای ۱۸ سال داشته است. وقتی که طلاق گرفتند دو خواهرش هم ازدواج کردند. یعنی فضا به آن شکلی که می‌گویید نبوده است. من فکر نمی‌کنم طلاق توانسته باشد در آن سن به روحیات امیرحسین ضربه‌ای زده باشد.
انصاف نیوز: فکر می‌کنید چه کسی یا چه چیزی در تغییر مسیر تتلو موثر بود
اول از همه خودش. هر کسی مسئولیت کارهای خود را دارد. بعد از این باعث و بانی شرایط پیرامونی‌ست.
امیرحسین را دوستانش و مواد کنترل می‌کردند
انصاف نیوز: چه شرایط پیرامونی؟
دوست بد، مواد و بسیاری موارد دیگر. امیرحسین چه در ترکیه و چه در ایران دوستان اطرافیانش واقعا خوب نبودند. واقعا او را هدایت و کنترل می‌کردند.
انصاف نیوز: فکر می‌کنید از چند سالگی این دوستی‌ها روی او تاثیر داشت؟
۲۵ سالگی
تتلو ترامادول خیلی مصرف می‌کرد
انصاف نیوز: مواد چطور؟
مواد هم اینجا که بود نمی‌کشید. حال مثل بقیه‌ی جوان‌ها… اینجا که بود من ندیده بودم بکشد. اما آنجا خودش می‌گفت قرص‌های ترامادول زیاد مصرف می‌کرده است، گل مصرف می‌کرده، مشروب می‌خورده و قارچ‌های سمی برای اینکه خوابش ببرد مصرف می‌کرده است.
انصاف نیوز: اما قبل‌تر اگر بخواهید از خلقیاتش بگویید به چه مواردی اشاره می‌کنید؟
انصاف نیوز: خب چرا زمانی که بچه بود این را پیگیری نکردید؟
آن زمان بروز نمی‌کرد. وقتی معروف شد بروز کرد. بچگی‌هایش مثل بقیه‌ی بچه‌ها بود.
انصاف نیوز: زمانی که ایران بود هم این رفتارها بروز نکرده بودند؟
چرا زمانی که در ایران بود هم یکهو خیلی عصبانی می‌شد. طوری که خودش را می‌زد. بعد یکهو خیلی خوب می‌شد. شاید من یا بسیاری دیگر هم این اخلاقیات را داشته باشیم اما زمانی که کسی معروف می‌شود این رفتارها ابراز بیرونی پیدا می‌کند و همه می‌بینند. دائم هم بدتر می‌شود.
((قلباتون نریزه واسه پارت 2))
#تتلو
دیدگاه ها (۳)

✅ انصاف ، انصاف ، انصاف👌 شهید رئیسی عزیز در مصاحبه 31 خرداد ...

یکی بود، یکی نبود...خانواده‌ای بود که زندگی‌شان بوی خدا می‌د...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

رمان انتقام ازدواج کامل

خیلی از ما در فضای مجازی غرق شده ایم،از هر۲۴ ساعت عمر ما خیل...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۲ | «مهمان ناخوانده‌تر» ج...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_15فصل هشتم | فق...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.اِریا کنار پ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۷از طرفی، دلش می‌خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط