خوابببب سکایییی دیدمممم 💃🏻💃🏻💃🏻

خوابببب سکایییی دیدمممم 💃🏻💃🏻💃🏻

اینجوری بود که سهون همش تو خونه بود از خونش بیرون نمیومد کلا ادم گریز بود بعد کای هم دوست سهون بود بعد کای میخواست بره مسافرت گلای بهاری رو ببینه😐 بعد میره پیش سهون میگه بیا باهم بریم بعد سهون قبول میکنه کای خر ذوق میشه 😔 بعد داخل ماشینن سهون رانندگی میکنه بعد یه دفعه به کای میگه تو میخواستی تنهایی بری مسافرت چرا گفتی من بیام 🤧 کای هم هول کرد گفت چون توهم گلای بهاری رو دوست داری گفتم بیای سهونم گفت دلیلت فقط همینه کای هم گفت اره فقط همینه🤧 بعد داخل هتلن که کلی پسر دختر داخل اتاقشونه بعد همشون دور سهون جمع شدن کای نشسه رو مبل زول زده به سهون
سهونم انگار نه انگار کای وجود داره🚶🏻‍♀️ بعد کای عصبانی میشه میره داخل اتاق سهونم پشتت میره میبینه کای عصبانیه میگه چته کای هم میگه چم نیست این همه ادم اوردی که چی مطمئنی ادم گریزی؟😔 بعد کای میخواد از اتاق بره بیرون که سهون یه دفعه میگه بهم علاقه داری ؟ کای برمیگرده سهون رو نگاه میکنه سهون میگه میدونم بهم علاقه داری وگرنه نمیومدی بهم بگی باهم بریم مسافرت منم بهت علاقه دارممممم🥹🥹🥹🥹🥹🤧🤧🤧 تا اینو گفتتتتتتتتتت بیدارررر شدممممم
دیدگاه ها (۱۶)

My Boy❄

خب، میخوام داستان اوسیمو تعریف کنمح (میدونم کثشعره ولی خب)دا...

سناریو مایکی پارت اخر

پارت ۳۵زن تانر:تو تو کی هستی ؟یونا:نترس کاری بهتون‌ندارم فقط...

پارت پنجنامجون جوابی نداد و از ماشین پیاده شد یوری: نامجون ب...

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

#pain#P¹¹¹#Season²_ کجا داری میری، برسونمت. + جایی نمیرم اگر...

سناریو ایزانا پارت اخر

((جوانه عشق درقلبی سنگی))part:17(ویو تهیونگ)از خونه که اومدی...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط