"من تمام زندگی را به دنبالش گشتم... به دنبال کسی که بشود

"من تمام زندگی را به دنبالش گشتم... به دنبال کسی که بشود با او درد و دل کرد و پشیمان نشد... "
اولین باری که درد و دل کردم را خوب به خاطر دارم...از درگیری ها و مشکلاتم گفتم...از اتفاقاتی که آزارم می داد..وقتی حرف هایم تمام شد فقط سرزنش شدم... مدام می شنیدم مگر نگفته بودم آخرش این می شود؟مگر نگفته بودم اشتباه می کنی؟مگر نگفته بودم...
آنقدر سرزنش شدم که دیگر هیچوقت از دردهایم برایش نگفتم...
فکر می کردم نفر بعدی حتما برایم گوش خواهد شد...حتما سنگ صبورم می شود...اما اینبار نتیجه ی درد و دل کردنم شد قضاوت شدن... اینکه حتما خودت مسیری را اشتباه رفته ای... خودت نمی توانی... خودت نمی خواهی...خودت مقصری... قضاوت شدم بدون اینکه لحظه ای خودش را جای من بگذارد...
مدتی بعد وقتی کاسه ی صبرم از حرف های نگفته لبریز شد؛ وقتی درد و دل کردم فقط شعار شنیدم... شروع کرد به کوچک کردن مشکلاتم...به اینکه مهم نیست... فراموشش کن... ارزشش را ندارد...حالا که اتفاقی نیفتاده... اگر بدترش پیش می آمد...
آدم های بعدی هم همین بودند...یکی می گفت: این ها که چیزی نیست من بدترش را گذرانده ام... مشکلات تو جلوی مشکلات من صفر است....
یکی دیگر اصلا حواسش به حرف هایم نبود...
همان جا بود که فهمیدم کسی که پای درد و دل های آدم می نشید فقط باید گوش باشد برای حرف هایی که می زنی و سکوت کند...
سکوت کند تا سبک شوی... نه اینکه با قضاوت و سرزنش و شعار دردهایت را بیشتر کند....
"من تمام زندگی را به دنبالش گشتم... به دنبال کسی که بشود با او درد و دل کرد و پشیمان نشد... "
دیدگاه ها (۸)

حالِ خوبِ من، گره خورده به نگاهِ تو…وقتی دلتنگ می‌شویم، فقط ...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

رها🦋 گاهی تنهایی نداشتن همدم نیستگاهی زنی هستی که همسر دارد،...

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۲

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

چند پارتی

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ماشین جلوی دروازه‌ی بزرگ مشکی ...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط