{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترهـ

دخترهـ
یهـ حلقهـ میخواستـ
ولیـ پسرهـ بهـ جاشـ
یهـ عروسکـ خرسـ بهشـ داد
دخترهـ با عصبانیتـ
خرس و پرتـ کرد وسط جادهـ
پسر خواستـ بره برشـ دارهـہ
ولیـ
ماشینـ بهشـ زد
و مرد
تو مجلسـ ختمشـ
دختر خرسـ و بغلـ کرد
و دستگاه تویـ خرس حرفـ زد
با مـــن ازدواجـــ میکـــنی؟!❤️
و دختره تویـ خرس یهـ حلقهـ پیدا کرد
دیدگاه ها (۱۰)

یه روزایی بود اینارو با بهترینمباهم میرفتم از اینا میخوردیم ...

اگر زنی را برای همیشه رها کنیتا مدت ها بسیار غمگین استاما اگ...

Part 15جیهوپ:آره آره کوک راست میگه... من... من میدونم نونا ک...

dark life = 40

وسط صحبت کردنش یکی جلوش افتاد و میخواست خم شه تا دستشو بگیره...

You are paying back karma پارت²⁵تهیونگ و جونگ کوک روبه روی ه...

رمان: خون و عشققسمت اولهان داشت با سرعت راه می‌رفت و همون‌طو...

Start Again(31)صبح روز بعد...یونا از دیشب تقریباً یه لحظه هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط