{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گ

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌!
پرسیدن :
چه می‌کنی؟
پاسخ داد:
در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌کنم و آن را روی آتش می‌ریزم...
گفتند:
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می‌آوری بسیار زیاد است و این آب فایده‌ای ندارد.
گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم،
اما آن هنگام که وجدانم می‌پرسد:
زمانی که دوستت در آتش می‌سوخت تو چه کردی؟
پاسخ می‌دهم:
هر آنچه از من بر می‌آمد!!
#خبرهای_خوب
#انرژی_مثبت
#khabarhay_khub
#energy_mosbat
دیدگاه ها (۲۵)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌...

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌...

داستان کوتاه شماره2: گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نز...

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌...

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌...

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت!پرس...

نیکی کریمی گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط