نیکی کریمی

نیکی کریمی






گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت!
پرسیدند: چه می‌کنی؟
در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌ کنم و آن را روی آتش می‌ریزم!
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می‌ آوری بسیار زیاد است و این آب فایده‌ای ندارد!
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما آن هنگام که خداوند می‌پرسد: زمانی که دوستت در آتش می‌سوخت تو چه کردی؟
پاسخ میدهم: هر آنچه از من بر آمد...!!!
دیدگاه ها (۲)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت!پرس...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت!پرس...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت!پرس...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمی گشت !پرس...

#داستان_شب...تلاش معنادارگنجشکی با عجله و تمام توان به آتش ن...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمی گشت !پرس...

گنجشک و آتش گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط