ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ

ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ




#تو
همان #سیب‌ممنوعه
بر بالای شاخه #ارزوهای من بودی
تو #رسیده بودی
انچه نرسید
#دست‌من بود...✍️📷

#امیرعلی_قربانی



#آرامکده


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۲/۱۱/۱۵

۰۸:۴۴⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿سرسبز دل ‌از شاخه بریدم ، تو چه کردی ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿.دلبسته به تو بودم و غمخوار نبودیافسو...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۰ — نقشه‌ی دوتاییجونگکوک با شک به رها و...

🖤 پارت ۲: اشتباه بزرگی کردی!ساعت ۱۰ شب ـ مخفیگاه تومانمایکی ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۱ | تانگو وسط مهم...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت بــیــســتــم 𓆪 🖤🥀درِ اصلی با صدای بلندی باز ...

پارت ۳۴ من و جین‌وو توی آشپزخونه مشغول درست کردن شام بودیم.ـ...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۳ | چهره‌ی آشنامرد آرام وارد خانه شد.ج...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»part_2هفته‌ی اول ازدواجت، تقریباً ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط