پارت اول رمان satin

#رمان
#ستین
#رمان_کوتاه

The first Nower.

First parttt

#ستین
صبح با صدای زنگ گوشیم بلند شدم و یه آبی به صورتم زدم. بعد رفتم صبحانه خوردم تا برای درست کردن آهنگ جدید انرژی داشته باشم . یع سمت آشپزخونه رفتم و صبحانه خوردم . خیلی دوست داشتم زودتر آهنگ جدیدم رو منتشر کنم . برا همین تصمیم گرفتم زودتر از خونه بزنم بیرون.
رفتم و سوار ماشین خودم شدن و به سمت استودیو رانندگی کردم . به نزدیکی استودیو رسیدم که به نازلی ( خواهر عشق جان=ستین) زنگ زدم و گفتم میتونی یه کاور برای آهنگ جدیدم درست کنی ؟! اونم قبول کرد و گفت تا هفته دیگه امادس.
منم تشکر کردم و قطع کردم. به استودیو رسیدم و پیاده شدم .
وارد استودیو شدم که سارا ( رئیس استودیو)
سریع اومد پیشم و بعد از احوال پرسی رفتم تو اتاق مخصوص ، شروع به خوندن کردم.
بعد از دو ساعت ضبط از اتاق خارج شدم و پیش سارا رفتم برامون قهوه آوردن و خوردیم و بعدش خدافظی کردم و به سمت پاساژ راه افتادم که یع دست لباس برای تیزر اهنگ جدیدم بگیرم.

درباره رمان بزودی تو یه پست توضیح میدم و بعددادرس پست رو تو بیو پیج میزارم

#طنز #عکس_نوشته #تنهایی #دخترونه #عشق #عاشقانه #تکست_خاص #love #پست_جدید #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
دیدگاه ها (۱)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

انتخابی بی بازگشت. Part.3

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

the first lie

KIM V

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط