دم دمایِ ظهر بآ گلودرد از خوآب بیدآر شد

دم دمایِ ظهر بآ گلودرد از خوآب بیدآر شد
چشم هایِ ورم کردشو شست
اون لباسی که ازش متنفر بود رو پوشید
بدون اینکه چیزی بخوره از خونه زد بیرون
بی هدف تموم خیابون هایی که نباید رو قدم زد
تموم آهنگایی که نباید رو گوش کرد
عصر با سرگیجه ناشی از گرسنگی رفت کافه
به برنامه رژیمش فحش داد و پرکالری ترین چیزی که تو منو بود رو سفارش داد
باز قدم زد، قدم زد، قدم زد...!
دلش حرف زدن با کسی رو میخواست ولی با اینحال هروقت گوشیش زنگ میخورد رد تماس میکرد
برگشت خونه
آلپرازولام ؟فلوکستین؟ نوآفن؟ کدومش؟!
از هرکدوم یکی گذاشت تو دهنش و بدون آب قورت داد، میخواست تلخیشون دهنشو پر کنه!
نه مسواک زد، نه صورتشو شست و نه موهاشو شونه کرد!
پنجره رو تا آخر باز کرد و گذاشت هوای خنک اول پاییز اتاقو پر کنه
دراز کشید تو جآش و بلآخره بعد از یروز سکوت مغزش سر قلبش داد کشید:
+ پس چه مرگته که کل امروز رو با لجبازی کوفتمون کردی؟!
_ دلم براش تنگ شده!
+...!
_...(:

محیا زند👤
دیدگاه ها (۱)

🧡🖇🍂شهریور رو باید قدم زدکوچه به کوچه، خیابون به خیابون…شهریو...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۰* پرش زمانی به فر...

پارت ۶۰

Why Did I Fall in Love with You?P³² | Just Come HomeView: A ...

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

سناریو توکیو ریونجرز

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 2صبح روز بعدآرین روی تخت نشسته بود و با گوشی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط