{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

در لابلای دامن شبرنگ زندگی

رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان

فارغ شوم ز کشمکش و جنگ و زندگی
دیدگاه ها (۲)

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

سلام و احترام 🌸 ⚠️ اول، خودت!✍️🏻 قرآن در آیه ۱۰۵ سوره مائده ...

برده عمارت جئون

جام طلایی مارلیک: شاهکار فلزکاری در آرامگاه یک جنگاور عصر آه...

( last minute )

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

زندگی جدید p2ویو انیا پاشدم رفتم حمام اومدم و مو هامو خوشک ک...

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط