ادامه پارت ۱۸
مینوایل خوابگاه پسرا
$ میترسم که برگردم اگه دوباره همون اتفاقا بیوفته چی اگه دوباره اذیتم کنن چی میترسم جین
همچین اتفاقی نمیوفته
$ سوک هونا
♤ من نمیزارم نه من نه سوک کیونگ اجازه نمیدیم نگران نباش
💗 میدونی نامجون راس میگفت تو فرد درستیو انتخاب کردی سوک هون مراقب رونا ما باش اون دختر حساسیه
♤ اوه بله حتما هیونگ
صورتشو نگاه عین لبو سرخ شده
♤ عه اینجوری نگو دیگه خاک تو سرم
$ چیشد
♤ سوک کیونگ کلا یادم رفت تو خونه تنهاس
$ راس میگی
گوشی سوک هون پیام میاد
معلوم هس کدوم جهنمی ای رونا چطوره ☆
♤ خوابگاه نامجونشونم نگران نباش رونا خوبه بیام خونه حرف میزنیم مراقب باش
باشه تو هم همینطور ☆
♤ بچه ها من باید برم
اوه باشه من باهات تا دم در میام
♤ باشه
$ به سوک کیونگ سلام برسون تو راه مراقب باش
♤ دلم برات تنگ میشه
$ باشه باشه منم همینطور فردا میبینمت و چند مین بغلش میکنه بعدش سوک هون میره
☆ اوه اومدی زود باش تعریف کن بگو تا الان چرا خوابگاه پسرا بودی رونا چیشده بود چرا اینکارو کرده
♤ اوهو آروم آبجی نفس بگیر
بعد از اینکه سوک هون همه چیو تعریف کرد
☆ جدی نمیگی واقعا اعتراف کردی واقعا بوسیدت پشمام
♤ آره واقعا
☆ یعنی واقعا باید همچین اتفاقی میوفتاد تا به خودت بیای احمق
♤ سوک کیونگ
☆ چیه خب
♤ تو چی تو کی میخای به خودت بیای کی میخای به هیونگ بگی چه حسی داری
☆ هیچوقت
♤ منظورت چیه
☆ منظورم اینه که تو احمقی پسر اون منو فقط مثل دوستش میدونه بگم که دوستیمونو بهم بزنم نه عمرا نمیخام عشق یه طرفم به نامجون آسیب بزنه
♤ محض رضای خدا سوک کیونگ تو نگاهاشو به خودت نمیبینی اون جوری نگات میکنه انگار تو الهه هی چیزی هستی
☆ منظورت چیه
♤ خواهش میکنم سوک کیونگ وقتی اونجوری اون شب صدمه دیدی نامجون داشت دیوونه میشد که یه وقت اتفاقی برات نیوفته اونوقت میگی عشق یه طرفه
☆ نمیدونم اگه اشتباه کنی چی اگه همه چیز بد پیش بره اگه از دستش بدم
♤ نگران نباش من میدونم سخته اما یکم بهش فکر کن باشه
☆ اوهوم باشه شب بخیر اوپا
♤ شب بخیر سوک کیونگ حالا دیگه بخواب دیر وقته
$ میترسم که برگردم اگه دوباره همون اتفاقا بیوفته چی اگه دوباره اذیتم کنن چی میترسم جین
همچین اتفاقی نمیوفته
$ سوک هونا
♤ من نمیزارم نه من نه سوک کیونگ اجازه نمیدیم نگران نباش
💗 میدونی نامجون راس میگفت تو فرد درستیو انتخاب کردی سوک هون مراقب رونا ما باش اون دختر حساسیه
♤ اوه بله حتما هیونگ
صورتشو نگاه عین لبو سرخ شده
♤ عه اینجوری نگو دیگه خاک تو سرم
$ چیشد
♤ سوک کیونگ کلا یادم رفت تو خونه تنهاس
$ راس میگی
گوشی سوک هون پیام میاد
معلوم هس کدوم جهنمی ای رونا چطوره ☆
♤ خوابگاه نامجونشونم نگران نباش رونا خوبه بیام خونه حرف میزنیم مراقب باش
باشه تو هم همینطور ☆
♤ بچه ها من باید برم
اوه باشه من باهات تا دم در میام
♤ باشه
$ به سوک کیونگ سلام برسون تو راه مراقب باش
♤ دلم برات تنگ میشه
$ باشه باشه منم همینطور فردا میبینمت و چند مین بغلش میکنه بعدش سوک هون میره
☆ اوه اومدی زود باش تعریف کن بگو تا الان چرا خوابگاه پسرا بودی رونا چیشده بود چرا اینکارو کرده
♤ اوهو آروم آبجی نفس بگیر
بعد از اینکه سوک هون همه چیو تعریف کرد
☆ جدی نمیگی واقعا اعتراف کردی واقعا بوسیدت پشمام
♤ آره واقعا
☆ یعنی واقعا باید همچین اتفاقی میوفتاد تا به خودت بیای احمق
♤ سوک کیونگ
☆ چیه خب
♤ تو چی تو کی میخای به خودت بیای کی میخای به هیونگ بگی چه حسی داری
☆ هیچوقت
♤ منظورت چیه
☆ منظورم اینه که تو احمقی پسر اون منو فقط مثل دوستش میدونه بگم که دوستیمونو بهم بزنم نه عمرا نمیخام عشق یه طرفم به نامجون آسیب بزنه
♤ محض رضای خدا سوک کیونگ تو نگاهاشو به خودت نمیبینی اون جوری نگات میکنه انگار تو الهه هی چیزی هستی
☆ منظورت چیه
♤ خواهش میکنم سوک کیونگ وقتی اونجوری اون شب صدمه دیدی نامجون داشت دیوونه میشد که یه وقت اتفاقی برات نیوفته اونوقت میگی عشق یه طرفه
☆ نمیدونم اگه اشتباه کنی چی اگه همه چیز بد پیش بره اگه از دستش بدم
♤ نگران نباش من میدونم سخته اما یکم بهش فکر کن باشه
☆ اوهوم باشه شب بخیر اوپا
♤ شب بخیر سوک کیونگ حالا دیگه بخواب دیر وقته
- ۵.۰k
- ۱۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط