{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌مذکر به دنیا می آیی

‌ ‌مذکر به دنیا می آیی
اما شانه هایت باید مرد بودن را تاب بیاورد.
نگاهت به زندگی ساده است،
با این حال باید یک زن را کشف کنی.
قدرتمندی،
اما خارج از آغوش یک زن بیقراری.
مظلومی
زیرا در همه دوران ها بی هیچ دادگاهی
همه ظلمی که به زنان رفته به گردن توست!
خلقت وجودی ات پر از شهوت است،
اما همیشه به هوسرانی محکومی!
لحظه هایی هست که بغض داری، میل باریدن داری
اما پیش رویت تابلوی " مرد که گریه نمی کند " را هم داری...

باید پدری شوی بهتر از پدرت،
پسری تربیت کنی بهتر از خودت،
و قهرمانی باشی برای دخترت
و با این حال اعتماد کنی
به مردی که میشود همراه دخترت...
یک عمر مرد بودن را تاب می آوری
و هر لحظه میشنوی که میگویند:
مردها به هر سنی که باشند یک پسر بچه می مانند...
آری مرد بودن داستان ساده ای ست...
و پیچیده نیز هم

#پریسا_زابلی_پور
دیدگاه ها (۱۳)

پارت ۴۷ — نامه‌ای که نرسیددو ماه از تبعید یورا گذشته بود.حال...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖ویو اِریااِریا در رو باز کرد و هر سه ن...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ۹ نهم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

معامله p21جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت نشست.بعد نفس عمیقی کشید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط