{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖

ویو اِریا

اِریا در رو باز کرد و هر سه نفر از اتاق خارج شدن.

محوطه تقریباً خالی شده بود، اما چند بادیگارد هنوز اطراف انبار بودن.

اِریا به هان اشاره کرد.

ـ «همه‌ی افراد رو جمع کن.»

هان سریع سر تکون داد.

ـ «چشم، رئیس.»

جونگکوک کنار اِریا ایستاده بود و آروم اطراف رو نگاه می‌کرد.

تهیونگ هم نزدیکشون شد.

ـ «خب، حالا چی؟»

اِریا جواب داد:

ـ «می‌خوام بدونم کدوم یکی از افرادم خیانت کرده.»

جونگکوک پوزخند زد.

ـ «پس باید یکی‌یکی بررسیشون کنیم.»

اِریا نگاهش کرد.

ـ «تو کمک می‌کنی.»

ـ «فکر کردم اجازه ندارم بدون اجازه‌ت کاری کنم.»

ـ «الان اجازه داری.»

جونگکوک لبخند کجی زد.

ـ «این بهتر شد.»

چند دقیقه بعد، همه‌ی افراد اصلی باند داخل سالن جمع شدن.

اِریا روبه‌روشون ایستاد.

ـ «یکی از شما اطلاعات معامله رو لو داده.»

سکوت سنگینی سالن رو گرفت.

هیچ‌کس حرف نمی‌زد.

جونگکوک از کنار اِریا به تک‌تک افراد نگاه می‌کرد.

تهیونگ آروم کنار گوشش گفت:

ـ «چیزی فهمیدی؟»

جونگکوک خیلی آهسته جواب داد:

ـ «هنوز نه.»

ـ «پس چرا اون‌جوری نگاه می‌کنی؟»

ـ «دارم منتظر می‌مونم یکی خودش لو بده.»

تهیونگ با تعجب گفت:

ـ «چطوری؟»

جونگکوک پوزخند زد.

ـ «آدمای مضطرب همیشه یه اشتباهی می‌کنن.»

همون لحظه یکی از افراد اِریا شروع کرد به بازی کردن با انگشت‌هاش.

جونگکوک نگاهش روی اون ثابت موند.

بعد خیلی آروم گفت:

ـ «پیداش کردم.»

اِریا برگشت سمتش.

ـ «کی؟»

جونگکوک فقط با چشم به مرد اشاره کرد.

اِریا نگاهش کرد.

اما قبل از اینکه چیزی بگه، مرد ناگهان دستش رو داخل کت برد.

جونگکوک سریع گفت:

ـ «اِریا، عقب!»

ادامه دارد...

شرط?!
80 لایک
40 بازنشر (علامت کنار ذخیره)

#فیکشن#فیک#نویسنده#جونگکوک
دیدگاه ها (۵۳)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗ویو اِریامرد دستش رو داخل کت برد.اِریا...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟎ویو جونگکوکجونگکوک هنوز به در خیره بود...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟕ویو اِریاصدای قدم‌ها هر لحظه نزدیک‌تر ...

𝘐 𝘢𝘮 𝘢 𝘮𝘪𝘴𝘦𝘳𝘢𝘣𝘭𝘦 𝘱𝘦𝘳𝘴𝘰𝘯 𝘯𝘢𝘮𝘦𝘥 𝘝𝘢𝘭𝘰𝘳𝘢 @اَبــבے°کامـنت نـزار°°...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط