تک پارتی بی تی اس
تک پارتی بی تی اس
رویای من
درخواستی
دو روز دیگه کنسرت بی تی اس بود و من تازه فهمیده بودم برای اجازه گرفتن داشتم میرفتم پایین نزدیک در ک شدم در با شتاب باز شد
+پ...
سیلی خوابید تو صورتم و منم پرت شدم رو زمین دستم رو گزاشتم رو لوپم و با اشک ب بابا زل زدم
+این برای چی بود؟(بغض)
$چرا باید مدرسه زنگ بزنه ب اینجا با کی دعوا کردی هاااا(داد)
تو این دنیا بابام رو دو چیز حساس بود یکی ابروش و یکی دیگش دعوا چون ممکن بود ابروش بره
+اوت شروع کرد
$تو نباید ادامه میدادی
+باید وای میفتادم تا کتک بخورم(آخرش با داد)
$اگه لازم بود ارهههه(داد)
+یعنی آبروی تو از خانوادت مهم تره اگه زیر کتک هاشون میمردم چی ها(گریه)
$نگران نباش اونقدر سگ جونی ک هیچ اتفاقی برات نمی افتاد
بعد رفت سمت وسیله هام درسته رفت سمت وسیله هایی ک ماله بی تی اس بود همرو برداشت و منم التماس کنون دونبالش رفتم
رفت حیاط و ب بادیگاردا گفت منو نگه دارن نگهم داشتن بابام رفت سمت بنزین و ریخت رو وسیله هام منم با اشک ب اونا خیره بودم فندک رو برداشت و گفت
$برو خدات رو شکر کن ک بدتر از این سرت نیاوردم
+مگه ازین بدتر هم داریم(تو دلش)
با حسرت ب وسیله ها زل زده بودم ک داشتن تو آتیش میسوختن همراه با اونا قلب من هم داشت میسوخت بعد چند دیقه بلند شدم و رفتم تو خونه و پالتوم رو برداشتم و از خونه سری زدم بیرون دوییدم اونقدر تند ک منو گم کردن داشتم میرفتم سمت پارک اونجا مردم با اهنگ ها می رخصیدن بهشون خیره بودم بعد شروع ب قدم زدن کردم همین طور قدم میزدم و اشک میریختم ک با یر رفتم تو کمر ی بنده خدا و با باسن اوفتادم رو زمین و سرم رو مالش میدادم وقتی سرم رو بالا اوردم با دیدن جونگ کوک خوش شدم یعنی اون خودش بود آروم خم شد سمتم و با صدای عوض شده بسیار تابلو بهم گفت
حالتون خوبه؟
خنده شیرینی کردم و گفتم
خیلی تابلویی
اونم با تعجب گفت واقعا؟!
هیممم اره
اه چ بد ببینم ارمیی؟
خودت چی فکر می کنی؟
خب دارم ب این فکر می کنم کی باعث اشکه ارمیه کیوتم شده؟
با یاد آوری اون لحظه بازم اشکام شروع ب ریختن کرد و اونم حول حولکی دورو ورو نگاه کرد و بعد دستم رو گرفت و با خودش برد ی جای خلوت
قصد جونم و کردی دختر اگه بریزن سرم دیگه جونگ کوکی نمی مونه ها
بعد با خنده گفتم ببخشید
بعد دستم و گرفت و گفت با من بیا
بعد سری سوار من کردم و با شیش نفر دیگه مواجه شدم ک با تعجب بهم خی ه بودن
ته:معشوقه دار شدی؟
جین:سلام بر زن داداش خولم
نامی:مسخره بازی رو بزارید کنار ی لحظه کوک ایشون کیه
کوک:بعدا تعریف می کنم خب نگفتی چرا کریه می کردی؟
+خب بابام تمام وسیله های بی تی اسم رو آتیش زد
همه:هین چرا
+چون تو مدرسه با یکی دعوام شد البته اون شروع کرد
رویای من
درخواستی
دو روز دیگه کنسرت بی تی اس بود و من تازه فهمیده بودم برای اجازه گرفتن داشتم میرفتم پایین نزدیک در ک شدم در با شتاب باز شد
+پ...
سیلی خوابید تو صورتم و منم پرت شدم رو زمین دستم رو گزاشتم رو لوپم و با اشک ب بابا زل زدم
+این برای چی بود؟(بغض)
$چرا باید مدرسه زنگ بزنه ب اینجا با کی دعوا کردی هاااا(داد)
تو این دنیا بابام رو دو چیز حساس بود یکی ابروش و یکی دیگش دعوا چون ممکن بود ابروش بره
+اوت شروع کرد
$تو نباید ادامه میدادی
+باید وای میفتادم تا کتک بخورم(آخرش با داد)
$اگه لازم بود ارهههه(داد)
+یعنی آبروی تو از خانوادت مهم تره اگه زیر کتک هاشون میمردم چی ها(گریه)
$نگران نباش اونقدر سگ جونی ک هیچ اتفاقی برات نمی افتاد
بعد رفت سمت وسیله هام درسته رفت سمت وسیله هایی ک ماله بی تی اس بود همرو برداشت و منم التماس کنون دونبالش رفتم
رفت حیاط و ب بادیگاردا گفت منو نگه دارن نگهم داشتن بابام رفت سمت بنزین و ریخت رو وسیله هام منم با اشک ب اونا خیره بودم فندک رو برداشت و گفت
$برو خدات رو شکر کن ک بدتر از این سرت نیاوردم
+مگه ازین بدتر هم داریم(تو دلش)
با حسرت ب وسیله ها زل زده بودم ک داشتن تو آتیش میسوختن همراه با اونا قلب من هم داشت میسوخت بعد چند دیقه بلند شدم و رفتم تو خونه و پالتوم رو برداشتم و از خونه سری زدم بیرون دوییدم اونقدر تند ک منو گم کردن داشتم میرفتم سمت پارک اونجا مردم با اهنگ ها می رخصیدن بهشون خیره بودم بعد شروع ب قدم زدن کردم همین طور قدم میزدم و اشک میریختم ک با یر رفتم تو کمر ی بنده خدا و با باسن اوفتادم رو زمین و سرم رو مالش میدادم وقتی سرم رو بالا اوردم با دیدن جونگ کوک خوش شدم یعنی اون خودش بود آروم خم شد سمتم و با صدای عوض شده بسیار تابلو بهم گفت
حالتون خوبه؟
خنده شیرینی کردم و گفتم
خیلی تابلویی
اونم با تعجب گفت واقعا؟!
هیممم اره
اه چ بد ببینم ارمیی؟
خودت چی فکر می کنی؟
خب دارم ب این فکر می کنم کی باعث اشکه ارمیه کیوتم شده؟
با یاد آوری اون لحظه بازم اشکام شروع ب ریختن کرد و اونم حول حولکی دورو ورو نگاه کرد و بعد دستم رو گرفت و با خودش برد ی جای خلوت
قصد جونم و کردی دختر اگه بریزن سرم دیگه جونگ کوکی نمی مونه ها
بعد با خنده گفتم ببخشید
بعد دستم و گرفت و گفت با من بیا
بعد سری سوار من کردم و با شیش نفر دیگه مواجه شدم ک با تعجب بهم خی ه بودن
ته:معشوقه دار شدی؟
جین:سلام بر زن داداش خولم
نامی:مسخره بازی رو بزارید کنار ی لحظه کوک ایشون کیه
کوک:بعدا تعریف می کنم خب نگفتی چرا کریه می کردی؟
+خب بابام تمام وسیله های بی تی اسم رو آتیش زد
همه:هین چرا
+چون تو مدرسه با یکی دعوام شد البته اون شروع کرد
- ۱۹.۶k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط