یوسف من بیش ازین در چاه ظلمانی مباش

یوسف من بیش ازین در چاه ظلمانی مباش
تخت کنعان خالی افتاده است زندانی مباش

در هوایت شاخ گل آغوش خالی کرده است
بیش ازین در تنگنای دام زندانی مباش
دیدگاه ها (۸)

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست شاید بهانه‌ایست که قربانیت کنند...

⁨⁨⁨نبودی در دلم انگار طوفان شد، چه طوفانی!دو پلکم زخمی از شل...

در آغوش تو.پارت دوم همه چیز برای او مثل زهری بود ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:②پدرِ ربکا با صدایی که از ته چاه میومد درخوا...

....پارت بیستم....

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

پارت ۱

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط