{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغوش تو.پارت دوم

در آغوش تو.پارت دوم


همه چیز برای او مثل زهری بود که نمیکشتش و فقط زجرش میداد بود.
لوسیفر درون ذهن خود تمام خاطراتش را چه بد و چه خوب رو با لیلیث تکرار میکرد. تکرار. تکرار و دوباره تکرار.
یک شب که تا سر حد مرگ گریه کرده بود صدای در به گوشش رسید. لوسیفر که می‌ترسید چارلی او را با این قیافه ببیند اشکانش را پاک کرد و با لبخندی مصنوعی گفت:بیا تو.
اما او نمی‌توانست صدای گرفته اش را درست کند.
فرد وارد اتاق شد. لوسیفر کاملا تعجب کرده بود.
الستور!
الستور با همان لبخند همیشگی اش وارد شد. لوسیفر تا او را دید گفت: تو اینجا چه غلطی میکنی؟
*چارلی بهم گفت که چند وقت است که تو را زیاد نمی‌بیند گفت که شاید اتفاقی برات افتاده باشه. بهم گفت که بیام ببینمت.
_(با قیافه ای خوشحال)یعنی چارلی نگرانم بوده؟
+هممممم شاید! ولی اگر واقا برایش مهم بودی خودش میومد دیدنت!
_خ. خفه شو!او خیلی سرش شلوغه معلومه که نمیتونه بیاد دیدنم.
+اوه ولی مطمعنم اگر میخواست ببینتت حتما یکم وقت خالی برای خودش دست و پا میکرد!
_هار هار هار خندیدیم.تو اینجا اومدی که فقط حال منو بدتر کنی؟
+مگه حالت بده؟(با حالت تیکه)
_ن. نه کی گفته؟اصلا به تو چه مربوطه؟
+اوه! پادشاه کوتاه ما حالش بده. چه کمکی ازین گناهکار برای ایشون بر میاد؟
_فقط به چارلی بگو که حالم خوبه. اون همین الان سرش شلوغه نمیخوام نگرانش کنم.
+اوه انگار یکی اینجا دچار کمبود محبت فرزندی شده.هاهاها!
_این اصلا......(پایین آوردن صدا)خنده دار...... نیست!
الستر که تا به کنون انقدر لوسیفر رو ناراحت ندیده بود لبخند مرموزی زد و می‌خواست که عذاب کشیدن او را ببینه.(الستور ردفلگه تقصیر من نیست🙌🙌)
پایان پارت دوم🩷🩷🩷🩷
دیدگاه ها (۰)

اسم داستان: عشق دیرینه 💗 پارت: 7(پارت اخر) واکس تفنگش را ب...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

اسم داستان: تاریکی درون لوسینپارت: 1لوسین داشت تو جهنم قدم م...

پارت ۲۴ 🖤استاد به سمت میز رفت و یک پوشه بیرون آورد.— «قبل از...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

پارت ۳۱ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

قسمت 13صبج روز بعد فرا رسید ث همه با صدای آزاردهنده دارکوب ش...

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❹وقتی دخترک به خونه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط